آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

داستانهای آموزنده اخلاقی واجتماعی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩
 

داستان‌های کوتاه زیبا همه را تا آخر بخوانید اگر وقت ندارید فرصتی دیگر برای این کار قرار دهید

 

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
یک پیام از گاندی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸
 

 

از گناه متنفر باش نه از گناهکار


 
comment نظرات ()
 
مطالبی برای عبرت آموزی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸
 

 

در هر رابطه ای اعتماد بسیار با اهمیت است
وقتی اعتماد از بین برود رابطه به پایان خواهد رسید
فقدان اعتماد به سوء ظن می انجامد
سوء ظن باعث خشم و عصبانیت می شود
خشم باعث دشمنی می شود 
و 
دشمنی 
منجر به جدائی
 
یک تلفنچی یک بار به من می گفت ؛
شخصی به من تلفن کرد . من هم گوشی را برداشتم و گفتم " واحد خدمات عمومی . بفرمائید " .
شخصی که تلفن کرده بود ساکت باقی ماند . او دو باره گفت ؛
واحد خدمات  عمومی . بفرمائید
وقتی که دیگر می خواست گوشی را بگذارد صدای زنی را شنید که می گفت :
آه ، پس اونجا واحد خدمات عمومی است . معذرت می خواهم ، من این شماره را در جیب شوهرم پیدا کردم اما نمی دانستم مال چه کسی است "
بدون اعتماد دو طرفه ، فکرش را بکنید که اگر تلفنچی بجای گفتن " واحد خدمات عمومی "  گفته بود " الو " چه اتفاقی می افتاد !
 
======================

کسی را با انگشت نشانه نگیرید

مردی به پدر همسرش گفت :
عده بی شماری شما را بخاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می کنند . ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید ؟
پدر با لبخندی پاسخ داد :
هرگز همسرت را بخاطر کوتاهی هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده . همواره این فکر را در یاد داشته باش که او بخاطر کوتاهی ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند .
همه ما انتظار داریم که دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند . بسیاری از مردم می ترسند وجهه خود را از دست بدهند . بطور کلی ، وقتی شخصی مرتکب اشتباهی می شود به دنبال کسی می گردد تا تقصیر را به گردن او بیندازد . این آغاز نبرد است . ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که وقتی انگشتمان را بطرف کسی نشانه می رویم چهار انگشت دیگر  خود ما را نشانه گرفته اند .
اگر ما دیگران را ببخشیم ، دیگران هم از خطای ما چشم پوشی می کنند .
 
==============================
 
می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید ؟
شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت :
من به دنبال یک همسر می گردم .
لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم .
مسئول مربوطه پرسیدلطفاً خواسته های خودتان را بگوئید
خوشگل ، مؤدب ، شوخ طبع ، اهل ورزش ، با معلومات ، خوب برقصد و بخواند . مایل باشد در تمامی ساعاتی از روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند .. وقتی به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم استراحت کنم ساکت باشد مسئول مؤسسه با دقت به حرف های او گوش کرد و در پاسخ گفت :
فهمیدم . شما به تلویزیون احتیاج دارید
مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است ، زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن نیست . بسیاری از زوج ها در مراحل اول آشنائی کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی نقص را می بینند . بدبختانه ، وقتی هیجان های اولیه فرو می نشیند ، بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گل های رُز نیست .
و کابوس آغاز می شود .
 
=================================

زورگوئی نکنید

بسیاری از روابط به این دلیل گسسته می شوند که یک طرف می خواهد به طرف دیگر زور بگوید و یا توقع زیادی دارد . مردم فکر می کنند که عشق بر هر چیزی پیروز می شود و همسرشان می تواند عادات بد خود را بعد از ازدواج ترک کند . عملاً ، اینطور نیست .
یک ضرب المثل چینی می گوید " تغییر شکل دادن یک کوه یا یک رودخانه آسانتر از تغییر دادن شخصیت یک انسان است "
دگرگونی آسان نیست . بنابراین ، توقع زیادی برای تغییر دادن شخصیت همسر منجر به دلخوری و ناخوشنودی می گردد .
تغییر دادن خود و کمتر کردن انتظارات درد کمتری دارد .
 
==========================

برداشت شخصی

تک تک مردم برداشت های مختلف دارند . گوشتی که یکنفر با لذت می خورد برای دیگری زهر است .
زن و شوهری یک خر از بازار خریدند . در راه یک پسر بچه گفت :
چقدر احمقند.  چرا هیچکدام سوار خر نشده اند ؟
وقتی این حرف را شنیدند زن سوار بر خر شد و مرد در کنار آنها براه افتاد . کمی بعد پیر مردی آنها را دید و گفت :
مرد رئیس خانواده است . چطور زن می تواند در حالی که شوهرش پیاده راه می رود سوار خر شود ؟
زن با شنیدن این حرف فوراً از خر  پیاده شد و جای خود را به شوهرش داد . لحظاتی بعد با پیر زنی مواجه شدند . پیر زن گفت :
عجب مرد بی معرفتی . خودش سوار خر می شود و زنش پیاده راه می رود
مرد با شنیدن این حرف بسرعت به زنش گفت که او هم سوار خر شود . بعد به مرد جوانی برخوردند . او گفت :
خر بیچاره ، چطور می توانی وزن این دو را تحمل کنی . چقدر به تو ظلم می کنند !
زن و شوهر با شنیدن این حرف فوراً از خر پیاده شدند و خر را به دوش گرفتند .
 ظاهراً راه دیگری باقی نمانده بود . بعداً ، وقتی به پل باریکی رسیدند ، خر ترسید و شروع به جفتک زدن کرد . آنها تعادلشان را از دست دادند و به رودخانه سقوط کردند . هیچوقت ممکن که همه شما را بستایند ، و یا لعنت کنند .
هیچگاه نه در گذشته ، نه در حال حاضر و نه در آینده چنین اتفاقی نخواهد افتاد .
بنابراین ، اگر وجدان راحتی داری از حرف دیگران زیاد دلخور نشو .
 
================================
 
حرف درست
یک ضرب المثل چینی می گوید " یک حرف می تواند ملتی را خوشبخت یا نابود می کند " .
بسیاری از روابط به دلیل حرف های نابجا گسسته می شوند . وقتی یک زوج خیلی صمیمی می شوند دیگر ادب و احترام را فراموش می کنند .. ما بدون توجه به اینکه ممکن است حرفی که می زنیم طرف را برنجاند هرچه می خواهیم می گوئیم .
یکی از دوستان و همسر میلیونرش از کارگاه ساختمانی بازدید می کردند . یک کارگر که کلاه ایمنی به سر داشت آن زن را دید و فریاد زد
- مرا به یاد میاوری ؟ من و تو در دوران دبیرستان با هم دوست صمیمی بودیم
در راه بازگشت به خانه شوهر میلیونر به طعنه گفت :
شانس آوردی که با من ازدواج کردی . وگرنه زن یک عمله و کارگر شده بودی
همسر پاسخ داد ..
بر عکس تو باید قدر ازدواج با من را بدانی . وگرنه اون الان میلیونر بود ، نه تو در اکثر مواقع چنین بگو مگوهایی تخم یک رابطه بد را می کارد . مثل یک تخم مرغ شکسته ، که دیگر نمی توانی آن را به شکل اول در بیاوری
 
=============================

صبور باش

این داستانی حقیقی است که در این ایالت اتفاق افتاده . 
مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و کیف کند
ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود را  دید که شاد و شنگول با ضربات یک چکش 
رنگ براق ماشین را نابود می کند . 
مرد بطرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و 
با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد . 
وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله فرزندش را به بیمارستان رساند .
هرچند که پزشکان نهایت سعی خود را کردند تا استخوان های له شده را نجات دهند 
اما مجبور شدند انگشتان هر دو دست کودک را قطع کنند . 
وقتی که کودک به هوش آمد و باندهای دور دست هایش را دید با حالتی مظلوم پرسید
انگشتان من کی در میان ؟
پدر به خانه برگشت و خودکشی کرد .
 
دفعه دیگری که کسی پای شما را لگد کرد و یا خواستید از کسی انتقام بگیرید 
این داستان را به یاد آورید . 
قبل از آنکه با کسی که دوستش می دارید صبر خود را از دست بدهید 
کمی فکر کنید . 
وانت را می شود تعمیر کرد . 
انگشتان شکسته و احساس آزرده را نمی توان ترمیم کرد . 
در بسیاری از موارد ما تفاوت بین شخص و عملکرد او را متوجه نمی شویم . 
ما فراموش می کنیم که بخشیدن با عظمت تر از انتقام گرفتن است .



مردم اشتباه می کنند
ما هم مجاز هستیم که اشتباه کنیم
ولی تصمیمی که در حال عصبانیت می گیریم 
تا آخر عمر دامان ما را می گیرد .
 
=============================
 
درد من حصار برکه نیست
درد من زیستن با ماهیانی است که 
فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است














 
comment نظرات ()
 
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٠
 

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی   که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش   که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی   وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است   حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف   گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست   رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد   صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی


 
comment نظرات ()
 
ویژگی های شخصیت های خود شیفته
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٠
 

بی شک همه انسان ها جهت تحکیم عزت نفس خویش، و فرار از سگ های هار افسردگی، تا اندازه ای خود شیفته اند، چرا که خود شیفتگی سالم و دوست بودن با خویشتن خویش سنگ بنای اول رشد شخصیت است.

ولی افراد مبتلا به اختلال شخصیت خود شیفته (bisorber personality narcissistic) بیش از اندازه با خویشتن خود در صلح به سر می برند. افراد مبتلا به این اختلال درک غیر واقع بینانه، کاذب و مضحکی از اهمیت خود دارند، گویی که در غروری غیر طبیعی غرق اند، صفتی که به خود بزرگ بینی معروف است.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
تقدیم به کسانیکه آرامش را به دیگران هدیه می دهند
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٠
 

موقعیتهای ناراحت کننده شما را سریعاً در حالت ضعیفی می برد به طوریکه دیگر قدرت کنترل موقعیت را نداشته باشید. دعواها و مشاجرات ممکن است درنتیجه اختلافات شخصیتی، عدم توافق ها، یا صرفاً ضعف یا فقدان ارتباط صحیح به وجود آید.

اگر احساس می کنید که به کرات تسلط بر اعصابتان را از دست می دهید، یادگرفتن اینکه چطور احساساتتان را به درستی کنترل کنید بخشی از فرایند رشد شماست. این مهارتی است که همه ندارند و احتمالاً نه شما و نه طرف مقابلتان در آخرین دعوایی که داشتید از خود نشان نداده اید. اما دفعه بعد که با یک اختلاف نظر متوجه شدید که فشارخونتان در حال بالا رفتن است، از این ۷ راه برای آرام کردن و حفظ کنترل اعصاب خود استفاده کنید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
فن ارتباط با افراد عقل کل
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٠
 

آیا تا به حال با کسی برخورد داشته اید که احساس می کند همه چیز را می داند و هرچیزی که می گوید درست است مطمئنم که یکجا در زندگیمان همه ما با چنین کسی برخورد کرده ایم. سوال این است که وقتی با چنین شخصی مواجه شدید چه می کنید؟

در اکثر موارد، احتمالاً سعی می کنید که از آنها اجتناب کنید و تا حد ممکن از او دور شوید. اما کارهای مختلفی برای فهماندن نظرتان به این افراد می توانید انجام دهید، البته بدون اینکه با او وارد یک رقابت  دردسرساز شوید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٩
 

من مست و تودیوانه  ما را که برد خانه


صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

  درشهریکی کس را هشیار نمی بینم
هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

  هرگوشه یکی مستی دستی زده بر دستی

وان ساقی سرمستی با ساغر شاهانه

  ای لولی بربط
زن تو مست تری یا من

در پیش چو تو مستی افسون من افسانه

 ازخانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

 چون کشتی بی لنگر کژ میشد و مژ میشد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

 گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه

 گفتم:زکجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه

 نیمیم زآب وگل نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه

 درخانه خمارم من یک سینه سخن دارم

  من بی دل ودستارم هین شرح دهم یا نه

 تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می
زین وقف به هوشیاران  مسپار یکی دانه


 
comment نظرات ()