آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

اخلاق اجتماعی-آداب اجتماعی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
 

مفهوم شناسی

بی تردید انسان، موجودی اجتماعی و خواهان انس و ارتباط با دیگران است. دین مبین اسلام، در راستای همین نیاز و تمایل فطری از عزلت و رهبانیت به عنوان سبک و رویة زندگی، نهی کرده1 و بر مصاحبت و معاشرت افراد جامعة اسلامی با یک دیگر تأکید فرموده است.2

به طور طبیعی، معاشرت و ارتباط با دیگران در هر جامعه، آداب و رسومی دارد که با وجود شباهت در کارکرد ها، تا حدودی نیز متفاوتند. این آداب اجتماعی، هیأت ها و ظرافت های رفتاری مربوط به ارتباطات و تعاملات مردم با یک دیگرند و کارکرد اصلی آن ها، تقویت روابط اجتماعی و تسهیل آراستگی به فضایل اخلاقی است. آداب غذا خوردن، آداب ملاقات و سلام و احوال پرسی، آداب دوستی و صمیمیت، آداب دید و بازدید، آداب خواستگاری و ازدواج، آداب تسلیت و هم دردی، آداب خرید و فروش، آداب برگزاری جلسات علمی و مذهبی و شرکت در آن ها و آداب تدریس و تحصیل، مواردی از آداب اجتماعی هستند.

با وجود اینکه «آداب»، همان محاسن و ظرایف اعمال و رفتارند و در معنای «حسن و مطلوبیت» اختلافی وجود ندارد، در تشخیص مصادیق آن در جوامع مختلف، اختلافات زیادی دیده می شود.

تفاوت های اخلاق و آداب

ممکن است برخی افراد، برداشت یکسانی از «اخلاق» و «آداب» داشته باشند؛ در حالی که میان این دو، تفاوت های زیادی وجود دارد که مهم ترین آن ها از این قرارند:

1. اخلاق، عبارت است از ویژگی ها و خصایص پایداری که روح انسان در اثر تکرار و مداومت بر اعمال خاصی، به آن ها متصف می شود؛ ولی آداب، عبارتند از ظرایف اشکال و شرایط مختلفی که اعمال به شرط وجود یا عدم آن ها، پسندیده و خوشایند شمرده می شود و میان این دو معنا، تفاوت زیادی وجود دارد.3

2. آداب اجتماعی را می توان به اعتبار خاستگاه های آن ها، به آداب دینی و غیردینی تقسیم کرد. بر این اساس، آداب دینی به آداب منسوب به دین گفته می شود که از نظر شرعی، برخی سنت نامیده شده است؛ یعنی شارع مقدس به آن ها نظر دارد و به انجام آن ها در قالب یک امر مستحب، دستور داده است. نظر به اینکه دستورات اسلام دارای حکمت می باشد باید اموری را که سنت شمرده است، به صورت یک اصل حفظ کنیم. این ها تشریفاتی نیست؛ بلکه حقایق است و به یک زمان خاص نیز اختصاص ندارد؛ بلکه برای تمام زمان ها است.4

آداب غیردینی، آدابی هستند که پیدایش و رواج آن ها، ریشه در ویژگی های منطقه ای، نژادی، تاریخی، صنفی، جنسی و امثال این ها دارد؛ برای مثال، سلام کردن، سعی در پیشی گرفتن در سلام، جواب سلام را کامل تر ادا کردن و نشستن در اولین جای خالی هنگام ورود به مجلس، از آداب دینی است و برداشتن کلاه یا دست به سینه گذاردن یا خم شدن هنگام سلام دادن، اَشکال عرفی و غیردینی گوناگونی از ادب سلام دادن در جوامع مختلف هستند.5

نتیجه اینکه «بی مبالاتی در آداب معاشرت»، بی توجهی به قراردادهای اجتماعی و توافق هایی است که میان مردم، در ردیف امور اخلاقی و نشانة احترام به دیگران و رشد شخصیت اجتماعی به شمار می اید؛ بنابراین کسی که خیلی زود یا خیلی دیر به میهمانی حاضر می شود، کسی که هنگام ورود، به حاضران سلام نمی کند، کسی که پاسخ نامة دیگران را نمی دهد، کسی که بیرون کلاس و محیط درسی، ادب آشنایی و شاگردی را درباره استاد و هم کلاسی هایش مراعات نمی کند، کسی که خارج از حریم خصوصی و در حضور دیگران با لباس و ظاهری نامناسب، رفت و آمد می کند و کسی که با شکل و شمایلی بیگانه با فرهنگ عمومی در جامعه ظاهر می شود، اگر هم واجبی را ترک نکرده و حرامی مرتکب نشده باشد؛ اما چون بین مردم، خلاف این رویه مرسوم است، عمل او بی مبالاتی در آداب معاشرت بوده و از منظر جامعه، عملی نامطلوب به شمار می اید.

3. قضاوت دربارة آداب اجتماعی، به سازمان اجتماعی هر جامعه برمی گردد. اعمال مربوط به آداب اجتماعی، زمانی نادرست تلقی می شوند که یک توافق اجتماعی موجود، زیر پا گذاشته شود؛ در حالی که تخلفات اخلاقی، همیشه نادرستند؛ هر چند هیچ توافق اجتماعی هم درباره آن ها در کار نباشد. به همین دلیل، تخلف اخلاقی نسبت به تخلف از آداب اجتماعی، زشتی بیشتری دارد و افراد کمتری به آن تن می دهند.

4. مسایل اخلاقی، میان فرهنگ های گوناگون، ثابت و تغییرناپذیر است؛ اما آداب اجتماعی غیر دینی که تابعی از تاریخ و فرهنگ مردم شمرده می شود، بیشتر، نسبی و متغیرند؛ زیرا این گونه آداب، زاییدة طرز تلقی خرد جمعیِ طوایف متنوع بشری از مناسبات «ابزار- اهداف» است که خود، تابعی از میزان دانش و سطح آگاهی ملی- منطقه ای، سلایق زیباشناختی و خصایص و روحیات نژادی و قومی است.

5. آداب اجتماعی غیر دینی، با این که فی الجمله دارای تأثیرات مثبتی هستند، تأثیری استقلالی و بی بدیل در کمال یا سعادت انسان ندارند، تا اثر مخالفت با آن، مانند تأثیر مخالفت در قضایای اخلاقی باشد.6

یادآوری: لازم است توجه داشته باشیم که در پایبندی به آداب غیر دینی این دقت را می طلبد که این آداب با دستورات دینی در تعارض و تضاد نباشد؛ به عنوان مثال گاهی برخی موضوعات مثل پذیرایی های آن چنانی در برخی محافل به عنوان آداب اجتماعی طرح می شود که از مصادیق اسراف و حرام است و یا برخی رفت و آمدها، چنان دست و پاگیر می شود که از مصادیق اتلاف و تضییع وقت انسان است. و یا برخی موضوعات به عنوان آداب اجتماعی، عرف یک جامعه می شود که ریشه در خرافات دارد و یا ترویج فرهنگ بیگانه است.

از این رو بر فرهیختگان و مسؤولین فرهنگی جامعه است که این آداب را تبیین کنند و آدابی که برخاسته از فرهنگ اصیل و روح تعالیم دینی است و از هر نوع انحراف به دور است را در جامعه نهادینه کنند.

نتایج و پیامدها

پایبندی به آداب اجتماعی و نیز بی مبالاتی در آداب معاشرت، نتایج و پیامدهایی به دنبال دارد که طی دو بخش به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم:

الف. نتایج و پیامدهای تأدب به آداب اجتماعی

- تأدب به آداب اجتماعی، باعث روابط پایدارتر، عمیق تر، صمیمی تر، شیرین تر و مؤثرتری میان افراد جامعه می شود. یکی از ثمرات تأدب به آداب، افزایش ارزش وجودی آدمی و شأن انسانی اواست. امیرمؤمنان7می فرماید:

ای مؤمن! همانا این علم و ادب، جان بهای تو است؛ پس در یادگیری آن ها بکوش که هر چه علم و ادبت افزوده تر شود، قدر و بهای تو بیشتر می گردد.7

- تأدب به هر یک از آداب، انسان را به نوعی در نظر دیگران، زیبا و آراسته می کند. گویی که هر یک از صحنه های حیات آدمی، مجلسی است و انسان با تأدب به هر ادب تازه ای، با لباسی جدید و فاخر، در آن مجلس حاضر می شود و با ارائة جلوه ای برازنده، مرتب و پاکیزه، تحسین و تمجید دیگران را برمی انگیزد.

امیر مؤمنان علی(ع)می فرماید:

آداب، همانند لباس هایی فاخرند که نو به نو می شوند.8

از آنجا که تأدب به آداب اجتماعی، پرجاذبه است و دیگران را به سوی انسان جذب می کند، بستر خوبی برای ارائه اسوه مطلوب اخلاقی و الگوسازی عملی و امر به معروف و نهی از منکر غیر مستقیم و حتی مستقیم و اصلاح جامعه فراهم می کند؛ و بالأخره اینکه تأدب افراد یک جامعه به آداب اجتماعی، در صورتی که فراگیر شود، ضریب همبستگی اجتماعی (قومی، ملی، مذهبی) را بالا می برد و بدین ترتیب زمینه را برای استفاده از ظرفیت های بالای جامعة هماهنگ و متحد، فراهم می آورد.

مباحث:

ب. نتایج و پیامدهای بی مبالاتی در آداب معاشرت،

ریشه یابی؛

درمان؛

در شماره بعد تقدیم می شود ان شاءالله.

پی نوشت

1- قرآن کریم در آیه 27 سورة حدید دربارة پیروان حضرت عیسی مسیح 7 می فرماید: «و آتیناه الانجیل و جعلنا فی قلوب الذین اتبعوه رأفة و رحمة و رهبانیة ابتدعوها ما کتبنها علیهم إلا ابتغاء رضوان الله فمارعوها حق رعایتها» البته با توجه به آیات: مریم: 49 و کهف: 16 و مریم: 16-17 و سیره پیامبر اعظم6خلوت گزینی و کناره گیری از جامعه در برخی شرایط جایز و بلکه لازم می باشد؛ ولی این حالت یک رویة ثابت و همیشگی برای همه افراد در همه زمان ها از منظر دینی، مردود است.

2- امیرالمؤمنین7می فرمایند: «أفضل الفضائل صلة الهاجر [المهاجر] و إیناس النافر و الأخذ بید العاثر؛ بالاترین فضیلت ها ارتباط با غیر مرتبط و انس با فراری و دستگیری از خطاکار است». هدایة العلم فی تنظیم غررالحکم، ص484، ح29.

3- المیزان فی تقسیر القرآن، ج6، ص273- 275.

4- اسلام و مقتضیات زمان، مرتضی مطهری، تهران، صدرا، هفتم، 1372ش، ج 1، ص 290 ، با تصرف.

5- تذکر: در این نوشتار، منظور از تأدب به آداب اجتماعی و بی مبالاتی، همین قسم اخیر است (آداب اجتماعی غیر دینی) که بررسی می شود.

6- روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی(2)، ص1111-1114 (پژوهشکدة حوزه و دانشگاه).

7- «یا مؤمن إن هذا العلم و الادب ثمن نفسک فاجتهد فی تعلمهما فما یزید من علمک و أدبک یزید فی ثمنک و قدرک» مشکات الانوار، ابوالفضل علی بن حسن طبرسی، نجف، کتابخانه حیدریه، 1385 ق، ص135.

8- «الآداب حلل مجدده»، غررالحکم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1366 ش، ص 247.


 
comment نظرات ()