آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

تاریخچه مددکاری اجتماعی درایران وجهان
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
 

تاریخچه پیدایش و پیشرفت مددکاری اجتماعی

دربررسی پیدایش پایه و زیر بنای مددکاری اجتماعی دو عامل اصلی و جود دارد که عبارتنداز: تعالیم مذهبی و اصول اخلاقی، این دو عامل را می توان در فرامین مذهبی و کتب مقدس و یا در قالب هنر و ادبیات یافت.

الف : ادیان و مذاهب

در قرون گذشته بر اثر احتیاجات و نیازمندی های مختلف بشری،رسوم و عقایـد ویژه ای بوجود آمده بودکـه به منظور کمک به انسـان هـای دچـار مشکل استفـاده می شده است.دربررسی های تاریخ تمدن باستان نظریات بودا،کنفسیون،تنرو، ماسیوس،زرتشت قوانینی وجود دارد که مهربانی،همکاری،حمایت و... را توصیه کرده اند خوی مهربان زرتشت در کمک به سالخوردگان، گرسنگان و... مشهوراست. در مذاهب یهود و مسیح نیز تعالیمی در باب نیکوکاری ، انصاف ، احترام متقابل و ... اندیشیده اند.

دردین مبین اسلام ، ضمن توصیه به یاری و مساعدت، قوانین و مقرراتی دربطن قرآن ، احادیث و فقه اسلامی وجود داردکه مهم ترین آنها زکـات، ارث، وقف، بیت المال و ...ازعناصری اساسی است که هم اینک رفاه اجتماعی برآن پایه ها مستحکم شده است.

ب: ادبیات

در ادبیات گرانبهای فارسی ، بنیاد و فلسفه مددکاری اجتماعی تحت عناوین علم الخلاق ، تدبیرخود، تدبیر منزل وتدبیر شهر از ابن سینا ، خواجه نصیرالدین طوسی ، قطب الدین شیرازی،امام محمد غزالی، سعدی، عنصرالمعالی و.... موردبحث وبررسی قرار گرفته است که ساختار مهم حرفه مددکاری تلقی می گردد.

تاریخچه مددکاری اجتماعی در جهان :

تحولات اجتماعی کسترش شهرنشینی وبخصوص اثرات رشدصنعت برنظام اجتماعی ، رفاه اجتماعی را از دو جهت درکشور دستخوش تغییر کرد، از یک جهت بسیاری از نهادهای اجتماعی که به عنوان پایگاه ارائه خدمات اجتماعی عمل می کردند، دچار ضعف وسستی شدند و در نتیجه بسیاری از امکانات خود را از دست دادند، از جهت دیگرمشکلات اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی دراین گونه جوامع رشد روزافزون یافت وایـن امر منجر به افزایش اقشـار آسیب پذیرگردید و لزوم دستگیری از ایـن افراد می طلبد که یاری رسانیدن به این اقشار به طور برنامه ریزی شده تحقق یابد.

دراین برنامه، دستگیری از اقشار آسیب دیده درابتدای امراز کشور انگلستان آغازشد و در قالب قنون فقرای الیزابت تجلی یافت ، در این قانون لزوم رسیدگی به سه گروه به صورت برنامه ریزی شده دیده شده بود:

1-   افراد بیکار و مستمند

2-   کودکان بی سرپرست

3-   افراد معلول و از کار افتاده

رسیدگی به دو گروه دوم و سوم از طریق کلیسا و با برنامه ای از پیش تعیین شده انجام می گرفت، امام به دلیل اینکه این روند بامشکلاتی روبه روشد، پس ازآن مسأله «فرزند خواندگی» برای رسیدگی به کودکان بی سرپرست پدید آمد و دستگیری و حمایت از نابینایان و ناشنوایان در قالب قوانینی ، مدون گردید. بیمارستان روانی برای حمایت از بیماران روانی تاسیس شد و اولین مرکز رفاه در سال 1880 دایر گردید و برای اولین بار «قانون تامین اجتماعی» در کشور آلمان مدون شد، پس از آن «قانون امنیت اجتماعی» در سال 1933 به تصویب رسید که این قانون در جهت حمایت از خانواده های بی سرپرست وآسیب دیدگان اجتماعی به تصویب رسید. همان گونه که ذکر شد دگرگونی های صنعتی ، شهرنشینی و توسعه شهری، افزایش جمعیت، توسعه قلمروعلوم، لزوم هر چه بیشتر تجلی حرفۀ مددکاری اجتماعی را می طلبید.

مددکاری اجتماعی در ایران :

مددکاری اجتماعی درایران درسال1377با افتتاح«آموزشگاه خدمات اجتماعی»راه انداز شد. شایان ذکراست، رشته ای که در آنجا تدریس و آموزش داده می شد خدمات اجتماعی بود، اما فارغ التحصیلان آن به نامه «مددکاراجتماعی» شناخته می شدند. رشتۀ خدمات اجتماعی با تهیه اساسنامه مدرسه خدمات اجتماعی و(توسط خانم فرمانفرمایان) در نهصد و پنجاه و دومین جلسه شورای عالی فرهنگ آن زمان به تصویب رسید. نخستین برنامه آموزشی مددکاری اجتماعی با پذیرش دانشجویان در تهران آغاز به کار کرد. به موجب این اساسنامه درآموزشگاه عالی خدمات اجتماعی، پس از آن که دانشجویان مدت دو سال به تحصیل اشتغال داشتند. به اخذ مدرک فوق دیپلم خدمات اجتماعی نایل می آمدند از سال 1344 دوره تحصیلی به چهار سال افزایش یافت ونوع مدارک ارایه شده، به کارشناسی خدمات اجتماعی ارتقا یافت .در سال 1349دورۀ تحصیلی فوق لیسانس مددکاری اجتماعی با عنوان مدیریت خدمات اجتماعی به منظور تربیت مددکاری که بتوانند علاوه بر اداره و رهبری سازمان های رفاهی گسترده، ایفای نقش مشاور درمؤسسات خدمات اجتماعی، انجام پژوهش های اجتماعی وفرهنگی عهده دار آموزش وتعلیم دانشجویان مددکاری در دروس نظری و کارورزی باشند،مصوب شد. این روند ادامه داشت تااینکه دراوایل انقلاب ودرانقلاب فرهنگی این آموزشگاه واین رشته تعطیل شد و پس از آن بصورت شاخه ای از علوم اجتماعی به نام «خدمات اجتماعی» دربرخی ازدانشگاه های ایران تدریس شد. پس از تأسیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در سال 1370براساس افزایش جمعیت و مسائل ومشکلات اجتماعی ونبودمتخصص مددکاری اجتماعی،این دانشگاه موضوع را به عنوان هدف اساسی مورد چی گیری قرارداد و با دعوت از همۀ متخصصین امر مددکاری ، دکتر مصطفی اقلیما را جهت تدوین این رشته برگزید و این رشته بعنوان یکی ازرشته های پزشکی شناخته شدوکارشناسی این رشته در تاریخ 4/7/72 مصوب گردید واز سال 1373 اولین دوره کارشناسی مددکاری اجتماعی از طریق آزمون سراسری افتتاح گردید. پس از آن طرح دورۀ کارشناسی ارشد مددکاری درسال 76 مصوب و درآزمون سراسری گروه پزشکی دانشجو پذیرفت. از سال 78 به لحاظ نیاز کشور به مددکاران در سطح عالی، طرح دکترای مددکاری تنظیم و جهت تصویب به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جهت بررسی و اعلام نظرتسلیم شد.


 
comment نظرات ()