آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

اصول وارزش های اساسی مددکاری وکاربرد آنها
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
 

ارزش ها درفرهنگ برپایۀ ایدئولوژی و ارزش استواراست.ارزش ها راهنمای موثری برای اقدام مددکاردرفعالیت و عمل روزانه وی است. ارزش ها مجموعه ای است از باورهای ما درمورد مردم، منظور از ایدئولوژی، نظام ارزشی است. نظام عقیدتی هر گروه رابطه ای نزدیک با منابع فردی از نظر سیاسی و اقتصادی دارد.

ارزش ها درفرهنگ مددکاری اجتماعی، آداب و رسوم، معیارهای رفتار واصولی است که توسط فرهنگ، یک گروه ازمردم با یک فرد مطلوب در نظر گرفته می شود. دراین فرهنگ اخلاقیات عبارتند از نظامی از اصول اخلاقی و انتظارات مربوط به درست در مقابل غلط، یا حق در مقابل باطل و فلسفه یا دانش و رفتاری که یک فرد، یک گروه، یک حرفه یا فرهنگ به آن عمل می کند.


ذیلاً به تشریح اصول اخلاقی مددکاری اجتماعی می پردازیم:

1- احترام گذاشتن و قبول مقام انسانی:

براساس این اصل، انسان ها در هرزمان و مکان، جدای از رنگ، نژاد، ملیت و حتی کیش وآیین و طرز فکر اجتماعی وسیاسی به صرف انسان بودن مورد قبول واحترام و پذیرش واقع می شوند ومددکاری اجتماعی عاری از نظرگاه های طبقاتی، مرز جغرافیایی و هرنوع زاویۀ خاصی، با انسان ها مواجه می شوند و می توان گفت که وجودانسان خودبه خود و به طور مجرد معنی دار وموجب حرمت است. این اصل از مددکاری اجتماعی انتظار دارد که «انسان» را یک حق مستمر و غیرقابل تغییر و زوال ناپذیربداندو بنابر این اگرانسانی با مشکلات ودشواری هایی روبرواست. حتی اگراین مشکلات از دید عامه مردم مردود باشد ولی از آنجا که انسان این معضلات نامطلوب و ناپسند را دارد مقام انسانی فرد دارای مسئله حکم می کند که مددکاری اجتماعی طرز تلقی انسان دوستانه داشته باشد و نباید فردی را که مرتکب جنایت هم شده و قانون او را به مرگ محکوم کرده است ، طرد نماید.

این اصل ، مبتنی بر یافته های عملی و اصول نظری صاحب نظران یا ایدئولوژی و مرام خاصی استوار نشده است ، بلکه ریشه در نظام آفرینش و مجموعۀ هستی دارد.

2-             اعتقاد به برابری انسان ها :

مددکاری اجتماعی از این اصل پیروی می کنند که رفاه اجتماعی ، آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان و در مجموع تأمین اجتماعی اعم از تأمین اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی در قبول و مالکیت هیچ فرد یا گروه و دسته ای نیست و همۀ انسان ها در برخورداری از آنها حقوق مساوی و مشترک دارند، مددکاران اجتماعی در جریان برنامه ریزی های اجتماعی وهمۀ فعالیت های مددکاری بهره مندی و بهره وری از حقوق اجتماعی را خاص طبقه ، گروه یا جامعۀ خاصی نمی دانند و معتقدند تفاوت و تبعیض و نابرابری ، غیر منطقی و نامعقول است.

اصول و ارزش های عمومی مددکاری

1-  فردیت

مددجو از برخی جهات مانند سایر انسان هاست . ولی از بسیاری جهت دیگر شبیه به هیچ کس نیست وخصوصیات خاص خود رادارد، بنابراین، یک برنامه کمکی مددکاری که برای یک مددجو مفید است ، نمی تواند برای مددجوی دیگر هم مفید باشد و باید برای مددجو دوم برنامه خاص مشکل او تهیه شود. البته باید توجه داشت که اصل فردیت با فرد گرایی متفاوت است و در مددکاری اجتماعی، هم فرد مورد توجه است و هم جامعه درواقع اصل رعایت استقلال وفردیت قائل شدن درمددکاری حکایت دارد در این تذکر که با هرکدام از این افراد باید از جایی شروع نمود که در آن قرار دارند ، برای کمک به هر کدام موقعیت خاص آن را منظور داشت نقاط ضعف و قوت هرکدام را ارزیابی کرده وعوامل زیرسازمشکل رادرمورد هرکدام متناسب باشرایط اوکشف کرد.

مددکاران اجتماعی باید برای درک مشکلات مددجویان بدون غرق شدن در مسائل آنـان ، سعی در شناخت مشکـل ( آنچه را که مددجو بـا آن درگیر است و از آن رنج می برد) نمایند و همواره لازم است به خاطر داشته باشیم که مشکل مددجو را بدون توجه به سازمان و ساختار روانی و جسمانی او ملاک قرار دهیم . مددکار اجتماعی در کار با مددجو باید بتواند به او این مسئله را انتقال دهد که او و مشکل او را می فهمد و می تواند درک کند، ولی بجای او نیست ما به عنوان مددکار قادریم دنیا را از دریچۀ چشم او نگاه کنیم ولی نمی توانیم به جای او باشیم. آمادگی داریم که درد او را درک کنیم ولی همانند او درد نمی کشیم علاوه بر این او را آنچنان که هست و مستقل از الگوهای ذهنی و طرز تلقی دیگران و حتی خانواده که دارای احساسات غیرحرفه ای و شاید هم در مواردی غیر مسئولانه است ، تصور می کنیم.

2- پذیرش:

اولین قدم مددکار برای ارائه خدمت حرفه ای آن است که مددجو را بعنوان انسانی دارای مشکل بپذیرد. انسانی با تمام خصوصیات که ممکن است از نظرمددکار مثبت یا منفی باشد. نکتۀ قابل توجه در اصل پذیرش این است که مددکار اجتماعی برای ارائه خدمات به مددجویان خود نباید به تفاوت های جنسی، سنی، مذهبی، نژادی، رنگ، پوست، زبان طبقه اجتماعی آنها توجه کنند. درجه و کمک رسانی به مددجویان بر اساس میزان  انگیزه ظرفیت و استعداد آنها تعیین می شود. در نتیجه این اصل ، توجه به فطرت انسانی مددجویان حایز اهمیت است.

3- ایجاد رابطه حرفه ای:

رابـطه حرفه ای در مددکاری اجتماعی علاوه بر وسعت و عمق ، ظریف هـم به نظر می رسد و بنابراین رعایت برقراری ارتباط حرفه ای ، یک از مسئولیت های مددکاران در کار آنان محسوب می شود. نظرگاه رابطۀ حرفه ای به منظور جلب اعتماد و ایجاد اطمینان می باشد.تا احساس امنیت و آرامش خاطر برای انسان هایی که دارای مشکل هستند فراهم نماید بدیهی است که با این هدف، رابطۀ حرفه ای نه آن چنان نزدیک و تنگاتنک است که با روابط دوستانه معمولی همانند باشد ونه آنچنان عاری از صمیمیت و عاطفه و مانع کنش و یا بخشش و داد و ستد مورد لزوم. درجریان کار مددکاری باید با توجه به فرهنگ، سنت، ارزش ها، هنجارها و قوانین والگوهایی که مددجویان از آنها الهام می گیرند و تبعیت می کنند و نوع رابطه ای که می تواند با آنان داشته باشد به تدریج و آگاهانه مشخص و روشن نماید. رابطه حرفه ای بدان معنا نیست که همواره مددجو را در موقعیتی قرار دهیم که احساس کند برای نزدیکی به مددکار دیوار یا مانعی وجود داردو یا متقابلاً هرنوع رابطه ای را که دوست دارد می تواند براقرار سازد. رابطه حرفه ای یعنی روابطی در جانبه ، اعم از کلامی یا غیرکلامی ، چهره به چهره یا غیرمستقیم که سطحی یا ظاهری نیست و صادقانه است و اگر در شروع حمایتی است برای جلب مشارکت و قادرسازی و روی پای خود ایستادن مددجو میل می کند و جهت می گیرد و بر منطق نیاز یا مشکل استوار است . مهم تر اینکه چشم سومی در کار است که بسیاری چیزها را می بیند و گوش سومی که بسیاری از مطالب ناگفته را می شنود.

رابطه حرفه ای، رابطه ای است عاری از رابطه فردی، لذت جویی، نامناسب، وابستگی، کینه توزی ، فرصت طلبی، حقارت و بسیاری از مضامین دیگر به منظور تاکید یادآوری می شود که برقراری ارتباط حرفه ای در حیطه کار و مسئولیت مددکار اجتماعی است و روشن کردن ذهن مددجو و شناساندن مختصات و کیفیت این رابطه به او نیز از وظایف مددکار است.

 

4- رازداری حرفه ای :

رازداری حرفه ای با خود شروطی را به همراه خواهد داشت که باید مددکار اجتماعی آن را درآغازکار با مددجو مشخص نماید و او با چشم باز و بینش کافی انتظار رازداری را داشته باشد. نتیجه اینکه اصل محرمانه بودن اطلاعات و اقدامات حرفه مددکاری و اجتماعی یا همان راز داری حرفه ای به مددکاران حکم می کند که اول در کار با فرد یا گروه و جامعه، نقش خودرا به نحوی روشن نمایدکه انتظارات واهی وغیر واقعی در  مددجویان از توانایی و قدرت عمل مددکار به وجود نیاید و نسبت به محدودیت های مددکاری واقف باشند و بتواند تصمیم بگیرند که چه چیز با بگویند و چه چیز را انتظار داشته باشند دوم به آنان اطمینان داده شود که طرح مسائل آنان چه مستقیم و چه غیر مستقیم با افراد یا سازمان های حرفه ای خواهد بود که آنها هم منضبط و انضباط و اخلاق حرفه ای هستند . سوم، زمانی مسائل عنوان خواهد شد که مددجو نیز در جریان قرارگرفته باشدو نسبت به ضرورت طرح آنها توافقی حاصل آمده باشدو نسبت به این کار آگاه شده باشد. چهارم، آنجا که مصالح جامعه در تضادو تناقض با منافع فرد  است اصول حرفه ای تقریباً اصول حرفه ای در تمام مشاغل حرفه ای با شدت وضعف قابل تغییر در نهایت تعدیل خواهد بود. پنجم ، مددکار اجتماعی در بسیاری از  موسسات ، عضوی از تیم کمکی است که بسته به نوع موسسه می تواند تیم روان درمانی، تیم توانبخشی، تیم آموزشی و غیره باشد و کار تیمی رد و بدل کردن اطلاعات  و اعضای تیم درمورد بیماران، توانخواه یا آموزش گیرنده را طلب می کندو می بایست کم و بیش همه اعضاء تیم بطور هماهنگ اقدام کنند و اصل رازداری را رعایت نمایند.

5- اصل شرکت فرد در فعایت ها و خود تصمیم گیری، خود مختاری و خود رهبری:

وقتی مددجو به موسسه یا مددکار مراجعه می کند مشکلی دارد. او به علت عدم اطلاع از خدمات موجود در جامعه و یا علل دیگری که در شرایط فعلی قادر به استفاده از امکانات موجود برای رفع مشکلش نیست ، نیازمند راهنمایی و کمک است . مددکار می داند که این مشکل اولاً تنها مشکل زندگی مددجو نیست. ثانیاً آخرین آن هم نخواهد بود.بلکه مددجو مشکلات متعددی داشته و دارد و در آینده هم دچار مشکلاتی خواهد شد. اصل حرفه ای مشارکت ، به مددکار حکم می کند که این مشکل را از طریق خود مددجو حل کند. اصل «خود تصمیم گیری» از مددکاران می خواهد که نسبت به اتکا مددجویان به مددکار، ارتقاء تصور ضعف و بی مایگی در مددجو برای حل معضلات خویش ، وارد شدن برغرور و مناعت طبع و توان آنها، مترصد و گوش به زنگ باشد و می دانند که ضمانت اجرائی طرحهای کمکی و پیگری مقابله با مشکلات در گروه مشارکت مددجویان درجریان کارها و تصمیم گیری آنان پس از درک و استنباط ابعاد مشکل خواهد بود و لازم است به نحوی عمل کند که مدجویا یا مددجویان با مشارکت و دخالت در فعالیتهای خود راه حل مشکلات  را کشف کنند، در  اختیار داشته باشند و راه حل ها را به کار ببندند. و عنان کارها و رهبری آنها را عهده دار شوند و این تصور را از مددکار اجتماعی نداشته باشند که او مشکلات را حل کرده است و بدون طرح و نقشه کمکی اوامکان دفع معضلات مقدور نبوده است .

6- خود شناسی مددکار:

مدکار اجتماعی قبل از اینکه مددکار باشد ، یکی از اعضای جامعه است . او نیز در گذشته  و حال مشکلاتی داشته و دارد که بررفتار او بی تأثیرنیست. البته در صورت تسلط برآنها می تواند اثرات نامطلوب آنها را کنترل نماید. در نتیجه باید خود را به خوبی بشناسد و بر کمبودهای عاطفی و عقده های روانی اجتماعی خویش آگاهی داشته باشد تسلط مددکار برکمبودهای عاطفی خویش از بروز پدیده ضد انتقال (Conter-transference) در رابطه بین مددکار و مددجو جلوگیری می کند.

7-کنترل احساسات مددکار:

گاهی میزان حساسیت مددکار نسبت به مسائلی که در جلسه مطرح می شود و با اعمالی که مددجو انجام می دهد از جو طبیعی خارج می شود و در صورت عدم کنترل باعث عصبانیت مددکار شود ، اگر چنین شود در رابطه حرفه ای مددکار و مددجو لطمه می زند، لذا مددکار باید بتواند احساسات خود را کنترل نماید و رابطه خود را با مددجو نگهدارد.

8- احترام به احساسات مددجو:

برخی شرایط به مددجو اجازه نمی دهد که احساسات خود را بیان کند، در نتیجه مددکار هنگام مصاحبه باید شرایطی بوجود آورد که مددجو بتواند بدون هراس از برملا شدن مطالبش و یا بدون وحشت از مورد شماطت قرار گرفتن ، احساسات خود را بیان نماید. درچنین حالتی است که مددکار می تواند تصور واقعی مددجو را ببیند.

9- عدم پیش داوری :

مددکار هرگز قبل از دریافت اطلاعات لازم، نسبت به شخص مددجو پیشداوری نمی کند. بلکه با کسب اطلاعات لازم به تشخیص مشکل او می پردازد. به عبارت دیگر در قضاوت خود از هرگونه تعصبات قومی ، مذهبی و غیره دوری می جوید تا به تشخیص صحیح دست یابد. رعایت این اصل به مددکار کمک می کند تا بتواند میزان تأثیر اعمال مددجو در بروز مشکلاتش را بهتر تشخیص دهد و البته آن هم برای مطلع کردن مددجو است تا کمکی باشد برای درک میزان مسئولیتش .

تعریف و مفاهیم مددکاری فردی

مددکاری فردی نخستین و قدیمی ترین روش مددکاری است که بیش از سایر روشها توصعه یافته و درک شده است و از نظر آموزشی جنبه کلاسیک بیشتری دارد. از این نظر که توانسته است به درک مفاهیم کلی ، کمک های شایانی نماید و سایر روشهای مددکاری را کامل کند.

هدف ما شناساندن فلسفه و شیوی عمل آن است که به ویژه به مرور زمان در سالهای اخیر، تغییرات زیادی کرده است ، تا برای پاسخگویی به نیاز کنونی رساتر باشد.


 
comment نظرات ()