آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

شناخت مددجو:
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
 

قبل از اینکه مددکار بتواند به نیازهای یک فرد پاسخ بدهد و یا درصدد کسترش ارتباط حرفه ای برآید و حل مشکل کند، لازم است موقعیت مددجو را درک کند چرا که همه انسان ها به رغم تشابهات بسیار دارای تفاوت های فردی فراوانی هستند که نشات گرفته از دوران رشد و عوامل موثر بر آن می باشد. در یک بررسی سمپاتیک غم فرد و موقعیت فرد مورد ارزیابی قرار گرفتند تا براثر تأثیرات متقابل این دو فردی منحصر به فرد که جهان را با جهان بینی خاص مشـاهده می کند ونیازهای خاصی دارد درک شود. شنـاخت این مددجو بـا موقعیت ویژه ای در مددکـاری اجتمـاعی بسیـار مهم می باشد. وسایلی که برای دانش شخص مفید است در شناخت مددجو نیز سودمند است تشخیص روشن مددجو ، فلسفه زندگی ، ضوابط اخلاقی و نظامی ارزشی فقط تا این مرحله امکان پذیر است که بدانیم مددجو نسبت به قرار دادن اطلاعات خود به این مددکار رضایت دارد و اینکه مددکار قادر است با تلاش و توجه به اساس دانش مددکاری اجتماعی و پیشینه مددجو تشخیص درستی انجام دهد.

میزان شناخت مددکار از راز مددجو به میزان نیازهای مددجو و حجم خدمات ارائه شده دارد، شناخت ریشه خانوادگی مددجو که همان زمینه فرهنگی وی هستند اغلب در ارائه خدمات مفید می باشند.

شناخت عملکرد وساختارخانوادگی مددجو وجایگاه وی در زندگی بسیار اهمیت دارد، تاثیرات خانواده بعنوان علت مهم تاثیرات زندگی مددجو شناخته شده است و رفتارش به نوعی یادگیری ازالگوهای خانوادگی است.درمواقعی شخص آن چه را که خانواده از وی توقع دارند رد می کند. شجره نامه ابزار مهم و موثر شناخت مددجوست که در قالب تاریخچه اجتماعی فردی ، نیازهای قابل شناسایی تاریخچه اجتماعی خانوادگی قابل دریافت است.درتاریخچه اجتماعی فردی، مشخصات شناسایی کامل،تحصیلات و تجربیات کاری، تنوع و تضادها، عوامل محیطی، نگرانی ها، نیازها و مشکلات و توانایی ها و محدودیت ها دریافت می شود.

در نیازسنجی مددجو، به بررسی عوامل فرهنگی از قبیل ارزش ها، روابط، ساختارخانوادگی، مهاجرت ها و مسائل تاریخی، الگوهای ارتباطی و زبانی، ساختار، جامعه ای الگوهای سازشی یا تطابقی، حالات اجتماعی و رفتارها و تفاوت های فردی و... مورد نظر قرار می گیرد.

در تاریخچه اجتماعی خانوادگی: اطلاعات خانواده، خانواده به عنوان یک نظام، محیط خانواده، عملکرد خانوادگی، توسعه خانواده، نگرانی ها، نیازها و مشکلات و توانایی ها و محدودیت های خانواده در تامین نیازها مورد بررسی قرار می گیرد.

1- شناخت مددجو:

در این قسمت علاوه بر دریافت اطلاعات شخصی شناسنامه ای و فردی، اطلاعات کامل بستگان، ارجاع دهند تاریخ ارجاع و دلیل ارجاع ذکر می گردد. هرموسسه ای بر اساس اهداف خود، اطلاعاتی بر مبنای خدمات قابل ارائه دریافت می کند. (جدول تنظیم می گردد)

1- مسائل و مشکلات مددجو

در این بخش مطالبی که درمساحبه با مددجو و اعضای خانواده او و بطور کلی افرد نزدیک به مددجو بیان می شود، درج می گردد. مددکار اجتماعی در این قسمت سعی می کند تا مشکل یا نگرانی مددجویان را آن طور که خود آنها احساس و بیان می کند، گزارش نماید. ارجاع مددجو به مددکار علت های مختلف دارد. گاه علت، مشگل یا نگرانی خاصی است. گاه علاقه به اجرای برنامه ای برای بهبود زندگی خویشتن است و گاهی هم تغییرات مثبت شرایط کاری این بخش کلیه اطلاعات خام حاص ارجاع مددجو را شامل می شود و گزارش می شود.

در مواقعی مددجو شخصاً قادر نیست اطلاعات لازم در اختیار مددکار قرار دهد، بایستی اطلاعات مورد نیاز را از خانواده به عنوان مددجوی اصلی دریافت کرد.

مددکار نباید انتظار داشته باشد که همه اطلاعات مورد نیاز در همان جلسه اول دریافت می شود. بلکه براساس وجود و شرایط مختلف و تبهر مددکار ممکن است درجلسات مختلف دریافت گردد.دراین رابطه مددکار نباید برای دریافت اطلاعات موجود اصرار کند بلکه باید با تشریح وقایع گذشته و ایجاد رابطه حرفه ای مشکل را شناسایی نماید به نحوی که مددجو احساس امنیت و راحتی داشته باشد تا به بیان مشکل بپردازد.

 

 

.


شناخت مشکل:

ازدید مددکاری اجتماعی مشکل چیزی است که بر روی کارکرد اجتماعی فرد اثر بگذردیا از آن متأثر شود.ممکن است مشکل نیازی سرکوب شده و از نوع نیازهای اقتصادی، پزشکی، آموزشی یا تفریحی باشد که در نتیجه به کاهش کارآیی و لیاقت اجتماعی مددجو منجر شده است. مشکل می تواند یک ایفـای نقش بـاشد، مشکـل می تواند ترکیبی از دو یا چند مورد باشد که اثرات تخریبی بیشتری بر جا می گذارد و او را وادار به مراجعه به مددکار می نماید.

مددجو غالباً مشکلات خود را همـان گونه که در روابط متقابل اجتماعی یا روابط فردی اش با هر کیفیتی بوجود آمده است می بینید و کمک در خواستی او هم باز کردن تطابق اولیه است.

در بررسی و تدوین یک مسئله، سوالات زیر مدنظر قرار می گیرد.                   طبیعت مسأله: مفهوم و اهمیت مسئله برای شخص وخانواده اش، علت یا علل مسئله،تلاش های انجام گرفته برای رفع آن، دلیل درخواست کمک، توقعات و نقش ها ورابطۀ او با بخش خدمات (طبیعت راه حل) و...

با توجه به اینکه مشکل می تواند حاوی بخش های کوچک نیز باشد اولویت گذاری و توافق بر تمرکز روی بخش خاصی از مشکل اهمیت دارد.

هر مشکل می تواند دارای ویژگی هایی باشد:

وجود رابطه علت معلولی می تواند به اشکال زیر نمود یابد:

1- یک علت عمده منجر به بروز یک معلول خاص می شود.

2- یک علت منجر به بروز چندین معلول گردد.

3- مجموعه ای از عوامل باعث پیدایش یک مشکل می گردد(چند علت-یک معلول)

4- مجموعه ای از علل منجر به بروز چندین معلول گردد، یعنی مشکلات مددجو ناشی از عوامل متعددی است و لذا موقعیت مددجو،موقعیت پیچیده و دشواری است. مشکـل ممکن است با پایدار شدن در کارکرد و سـازمـان و روند زندگـی او و خانواده اش تأثیر و پی آمدهای گوناگونی داشته باشد وتخریب و ضایعه ای را که ایجاد می کند در سطوح متفاوتی باشد که امکان دارد قسمتی از توان، کارآیی و قابلیت مددجو را تهدید کند ویا ممکن است بیشترین یا تمامیت قدرت، توانایی و کفایت های مددجو را به مخاطره انداخته و تخریب کند ویا ممکن است نظم و آهنگ سازگاری او را مختل کند.

مشکل ممکن است از لحاظ وسعت، فراگیر و یا انحصاری باشد و یا گروهی و همگانی باشد. مشکل می تواند از لحاظ دوام بقاء و استمرار وابسته به نوع زمان باشد. ممکن است کوتاه مدت، میان یا بلند مدت باشد.

ماهیت مشکل از نظر آسیب رسانی و قابلیت حل، دارای این طبیعت است که با منابع و امکانات جامعه رابطه دارد. مشکل به صرف پیدایش و وجود،الزاماً و همواره راه حل مطلوب و دلخواه نخواهد داشت به عبارت دیگر یکی از ویژگی های درخور توجه مشکل این است که نمی توان و نباید انتظار داشت که حتماً رضایت خاطر مددجو حل وفصل گردد. به گونه ای که ممکن است رسیدن به هدف یا راه حصول به حل مشکل نیاز به زمان داشته باشد و یا برای نفوذ در موانعی که سر راه مشکل وجود دارد، پذیرای مشکلات دیگری هم شد. امکان دارد در صورت عدم توانایی حل مشکل از کنار مشکل گذشت یا عقب نشینی و چشم پوشی کرد.

ابزارهای موثر به کارکرد بر مشکل که مددجو در حل آن مداخله دارد، عبارتند از

-      فراهم سـاختن نوعی رابطه درمانی و موثر بر طبیعت و انـواع احسـاس های عاطفی فرد نسبت به مشکل

-      فراهم آوردن روش منظم واصولی وقابل انعطاف به خاطر آنکه مددجو بتواند درباره طبیعت مشکل خویش، رابطه خود با آن و بالاخره راه حل های بـالقوه بحث کند و اقداماتی به عمل آورد.

-      تهیه و فراهم آوردن فرصت ها وکمک هایی که در تمرین و کاربرد اقدامات تطـابقی مددجو در ارتباط، حل مشکل موثر واقع شوند.مددکار باید با ایجـاد آرامش و حدود امن برای مددجو از تمام ظرفیت ها و استعدادهای مددجو در قالب یک رابطۀ در حال رشد و همواره قبیل مداخله و مشارکت استفاده نماید.

-      مجموعه مفاهیم شناخت مددجو و مشکل زمینه مناسب جریان کار و عمل در فرآیند مددکاری است که طی آن فرد با شناخت موقعیت و مشکل و برداشتن موانع ارزیابی، حقایق مشکل اندیشیدن در مورد واقعیـات و نظم دهی مجدد آنهـا و مداخله و مشارکت مستمر در قالب رابطه ای حرفه ای به انتخاب گزینه های عملی رفع یا تقلیل مشکـل با هدایت مددکـار و استفـاده از عوامل تسهیل کننده در فرایند مشکل گشایی اهتمام دارد


 
comment نظرات ()