آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

مهارت حل مسئله شهودی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۸
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حل مسئله به روش شهودی

 

 

 

 

محمد مهدی امیری


o      فهرست مطالب

عنوان مطالب                                                                                                                                       صفحه

حل مسئله  ......................................................................................................................     1

فرآیند حل منطقی مسئله  ...........................................................................................     4

مهارتهای مورد نیاز در حل مسئله  ..........................................................................                        7

مهارتهای شهودی حل مسئله  ....................................................................................      9

فهرست منابع ................................................................................................................      13

 

 


حل مسئله : « PROBLEM SOLVING »

در جوامع امروزی پیچیدگی های زندگی صنعتی و بخصوص پیچیدگی روابط انسانی ، باعث ایجاد تعاملات گسترده شهری است که بر اثر حجم بالای تعامات انسانی ، مشکلات عدیده ای نیز حادث می شود . استحصال رفاه و آرامش روانی مستوجب برخورد منطقی با مسائل و مشکلات ایجاد شده می باشد . با توجه به اینکه مسئله و مشکل ، همیشه ، همه جا و برای هر کس وجود دارد ضروری می نماید که پیرامون حل مسئله ، تصمیم گیری و برنامه ریزی به افزایش آگاهی همت گماریم .

نوشتار حاضر موضوع را از دیدگاه مددکاری اجتماعی بصورت سلسله وار بررسی می کند :

تعداد قابل توجهی از مسائل مورد نظر مددجویان به مشکلات قابل حل یا تصمیماتی از میان چند راه حل خلاصه می شود . تحقیقات بسیاری در خصوص موثرترین و کارآمدترین روش ها برای حل مسائل شخصی صورت گرفته اند (هپنروکراسکوف ، 1987، هپنر، 1990 ، دیکسون وگلاور، 1984)

تصمیمات عادی در زندگی روزمره نظیر :

-       چه حرفه ای را باید برای خود طرح ریزی کرد ؟

-       چه تغییراتی باید در زندگی خود ایجاد کرد ؟

-      آیا باید با این شخص ازدواج نمایم ؟

-       آیا اینجا بمانم یا اینکه شغل جدیدی برگزینم ؟ و...

 به روش حل مسئله در مددکاری اجتماعی اصلاح می شوند . نکته قابل توجه آن است که مددکار چگونه به مددجویان آموزش دهد که آنها بتوانند مشکلات خود را حل نمایند ، چنانچه را ه حل موقتی برای حل مسائل فوری در اختیار مددجویان قرار دهیم ، نه تنها در امر مددکاری موفق نخواهیم شد بلکه موجب می شویم هر زمان که آنها با مشکلی مواجه می شوند ، از مددکار تقاضای کمک کنند و این نتیجتاً به وابستگی مددجو منتهی می شود . یک راهبرد برای فراگیری این فرآیند عبارت از ارائه دستورالعمل مستقیم برای حل مسئله است . روش دیگر ، شبیه سازی یا اجرای یک بازی مصنوعی مشابه شرایط واقعی زندگی است ، ایفای نقش های اجتماعی در قالب نمایش و تئاتر آنچه در سایکودراما اتفاق می افتد یا ایفای نقش Role plaing می تو اند به حل مسئله بدون وابستگی به مددکار بیانجامد . مددجو می تواند دست به انتخاب و تجاربی بزند که نتایج خطرناکی به دنبال نداشته باشد . برای این که شرایط تصمیم گیری را برای مددجویان به منظور برنامه ریزی برای حل مسئله شبیه سازی می کنیم ، در این روش ، شخص خیالی ، خط مشی را بر می گزیند و مددجویان به صورت گروهی تصمیم می گیرند که آن شخص طی زمان مشخصی در آینده مثلاً اوقات خود را چگونه سپری می کنند ؟ تصمیمات افراد به هم مربوط هستند و محاسبه نمرات بر اساس جدول احتمالاتی است که نشان دهنده فرصتهای شغلی ، آموزشی و ازدواج و ... در یک شرایط فرهنگی است .

بسیاری از این تصمیمات عملاً به کار گرفته می شوند و نتیجه ها بلافاصله به افراد گروه اعلام
می گردد ، از این رو ایفاء کنندگان نقش مددجو ، قادر به حل مسئله از طریق بازخورد نخستین هستند ، برنامه های نرم افزاری کامپیوتر ، برای ارائه راه حل های متعدد برای هر یک از مشکلات ، دارای طرح های شبیه سازی است .

ریسک کردن (Risk ) ، بخشی از فرآیند حل مسئله است ، ماندن در وضعیت کنونی حتی اگر ناخوشایند باشد ، در مقایسه با احساس ناراحتی ناشی از تغییر ، مطلوب است . حل مسئله نه تنها مستلزم پذیرش عدم آرامش ناشی از تغییر است ، بلکه ناکامی ، نیافتن راه حلی رضایت بخش را نیز در پی دارد . ریسک کردن تنها توسل آنی به راه حل هایی که ممکن است برای خود فرد و دیگران خطرناک باشند ، نیست ، بلکه رنج حاصل از تغییر را نیز شامل می شود . یکی از مهمترین اهداف رشد ، کسب توانایی و انعطاف پذیری در حل مسئله است ، به عبارت دیگر فراگیری الگوهای متعدد حل مسئله برای برطرف کردن مشکلات متفاوت از مهمترین اهداف رشد است . (میخن بام ، 1977 ؛ بنتس و بنتس ، 1986 ؛ برامر ، 1990 ) .

برای مثال برخی از مشکلات نظیر خرید خانه مناسب و دلخواه نیامند شناخت حقیقی و تحلیل مقایسه ای فرد است ، اما زمان مناسب برای خرید خانه نیز به خودی خود مسئله است . به همین ترتیب حل برخی از مسائل به روش شهودی نیاز دارد ، یعنی پاسخ ها از احساسات و تمایلات درونی فرد سرچشمه می گیرد نه تحلیل منطقی . بخشی از تحلیل مسئله نیز زمانی درک می شود که بتوانیم به پیامدهای ادراکی و احساسی اعتماد کنیم .

بعضی از مسائل شبیه پازل به فرایند کشف نیاز دارند ، راه حل اینگونه مسائل ، ناگهانی به ذهن
می رسند و به گفتن کلماتی نظیر (آهان ) منتهی می شود . بعلاوه آزمایش و خطا نیز برای حل مسئله وجود دارد که از طریق آن سعی می کنیم بی باکانه یا به طور آنی به حل مساله بپردازیم تا زمانی که به راه حل منطقی برسیم . برای مثال در تاریکی دستگیره در را با لمس کردن آن پیدا
می کنیم یا به موتور آنقدر ضربه می زنیم به امید آنکه روش شود . از آنجا که حل اکثر مشکلات یا دست کم بخشی از آنها نیازمند اجرای روشی ساختاری و منطقی است ، آگاهی از فرایند حل منطقی مساله یا مهارت های شهودی حل مسئله به مددکار کمک خواهد کرد . گام های حل مسئله آنقدر ساده واجتناب ناپذیر است که ممکن است از خود بپرسید چرا نسبت به  مسائل خود منطقی تر فکر نکرده اید . از نظر مددکار مجرب تعجبی ندارد که حل مسئله و ایجاد تغییر در رفتار بسیار مشکل به نظر برسد و این یکی از پیچیدگی های شگفت انگیز مسائل انسانی است . اما نکته مهمتر آنکه رفتارهای نابهنجار بر اثر سالها تکرار چنان با طبیعت انسان آمیخته می شوند که حتی پس از ساعتها تلاش مداوم با مددجو ، کاری از پیش برده نمی شود .

علاوه بر آن ، این رفتارها برای شخص سودمند  هستند ، به طوری که از دست دادن آنها بسیار مشکل بوده و گران تمام  می شود ، چرا که این رفتارها نقش تطبیقی دارند و موجب می شوند فرد بتواند اضطراب خود را کنترل کند . برخی از این رفتارها نظیر سیگار کشیدن عادات ثانویه فیزیکی و روانی فرد را شکل می دهند .


فرایند حل منطقی مسئله

مراحلی که در زیر ارائه می شوند ، مراتب و مراحل حل منطقی مسئله بوده ، برای بسیاری از مشکلات به کار برده می شوند ، اما اکثر آنها در حد برنامه ریزی زندگی روزمره اند . برای مفهوم بخشیدن به چنین روشهایی سعی کنید آنها را به یکی از مشکلات موجود در زندگی خود ربط داده ، پس از طی یک سری مراحل آنها را ثبت نمایید و در مورد مراحلی که در روش عملکرد شما نقش داشته اند نظرات خود را بیان کنید .

 

 

مراحل کلی حل منطقی مسئله به شرح ذیل است :

1-با برقراری (ارتباط )با مددجو او را در حل مسئله شرکت دهید . علاوه بر علاقمندی به فرآیند ، مددجویان باید معتقد باشند که خودشان می توانند تصمیماتی اتخاذ نمایند که در زندگیشان تاثیر بگذارد . آنها همچنین باید منطقی بوده ، دارای نظمی عقلانی باشند و بدانند که بروز مسائل در زندگی عادی است و می توان از عهده حل آنها برآمد . کسانی که به خوبی از عهده مشکلات بر
می آیند ، به طور آنی به مسئله نمی پردازند ، بلکه به طور سازمان یافته مراحل زیر را طی
می کنند و در عین حال از مواجهه با مشکلات پرهیز یا مسامحه نمی نمایند ، یا حل آنها را به تعویق نمی اندازند .

2-مشکل را ابراز و روشن کنید و آن را به جمله هدفداری تبدیل کنید . مثلاً اگر مشکل تنهایی
رنج آور باشد ، مسلماً هدف پیدا کردن دوستان جدید طی هفته بعدی خواهد بود .

3- از میان چند پیشنهاد ، بهترین راه حل ها را انتخاب کنید . به طور مثال پیدا کردن دوستان جدید مستلزم افزایش علاقه فرد یا فراگیری مهارت های جدید اجتماعی است .

4-به گرد آوری اطلاعات مناسب بپردازید . این مرحله شامل جستجو و مطالعه از سوی مددجو ، ارائه منابع توسط مددکار ، ایفای نقش و در نهایت فیلم یا آزمون است . به طور مثال مددجو را باید تشویق به ایجاد موقعیت های ساده نمود که در آن می تواند دوستان جدید بیابد .

5-موارد کاربردی اطلاعات و پیامدهای راه حل های مختلف را کشف نمایید . برای نمونه نتیجه تصمیم گیری برای یافتن دوستان جدید ممکن است لزوم یادگیری مهارتهای جدید اجتماعی یا پذیرفتن احتمال طرد شدن باشد .

6-ارزش هایی که اساس گزینش های شخصی را تشکیل می دهند ، روشن کنید . مددکاران باید به نیازها و تمایلات مددجویان و اولویت آنها واقف بوده ، آنان را در کشف علایق ، توانایی ها ، درک شرایط خانوادگی ، انتظارات جامعه و واقعیات راهنمایی کنند .

7-اهداف ، انتخاب های مختلف ، ریسکها و نتایج حاصل را مجدداً امتحان کنید . کنترل نهایی فهم اطلاعات و موارد کاربرد آنها پیش از تصمیم گیری نهایی صورت می گیرد .

8-یکی از راه حل ها را انتخاب نموده ، طرحی کاربردی برای آن در نظر بگیرید . برای نمونه مددجو ممکن است در مرحله عمل تصمیم به مسافرت بگیرد . در این صورت طرح باید شامل یک برنامه زمانی برای انجام وظایف متعاقب رفتن به مسافرت باشد ، همچنین فهرستی از منابعی که قبلاً در اختیار داشته یا منابع شخصی ، مهارتی یا اطلاعاتی را که نیاز دارد ، فراهم کند .

9-با توجه به اطلاعات جدید و شرایط در حال تغییر ، با (ارزیابی مجدد ) و مرحله به مرحله طرحی برای کاربرد آن تصمیم تهیه کنید .

10-                        فرآیند را با مشکلات جدید زندگی تعمیم دهید .

اکثر مردم به ویژه جوانان ، تجارب محدودی در تصمیم گیری برای زندگی دارند و به طور کلی با این فرآیند منطقی ناآشنا هستند ، بدین سبب این فرآیند را باید از طریق مصاحبه های حل مسئله تجارب مستقیم آزمایش و خطا و ایفای نقش هایی همچون بازی های شغلی یا ازدواج به مددجو آموزش داد . مددجویان جوان اغلب آشکارمی پرسند : ( چه باید بکنیم ؟)  ، (چه رشته ای را باید برگزینیم ؟) و سوالات مختلف دیگر . به جای توصیه نمودن و اظهار عقیده به آنها بهتر است بگویید : ( من دقیقاً نمی توانم چیزی به شما بگویم ، زیرا نمی دانم چه چیز برای شما بهترین راه حل است ، اما می توانم به شما کمک کنم تا برای آنچه می خواهید انجام دهید ، تصمیم بگیرید . دوست دارید بدانید چگونه ؟)

شواهد فراوان حاکی از آن است که نوجوانان مقطع راهنمایی ، گاهی اوقات تصمیمات بی پایه ای در زندگی خود می گیرند . گلات و برو (1980) روند تصمیم گیری برای دانش آموزان مقطع راهنمایی را به تصویر کشیده اند . بر اساس این برنامه به دانش آموزان جدید کمک می شود تا :

1-تصمیمات مهمی اتخاذ نمایند .

2-ارزش های شخصی را تصریح نموده و تشیص دهند .

3-راه حل ها را تعیین و یکی از آنها را انتخاب نمایند .

4-به گردآوری ، ارزیابی و بهره برداری از اطلاعات بپردازند .

5-هر گونه ریسکی را پذیرا باشند . [1]

6-راهبردهای تصمیم گیری را توسعه دهند .

تصمیم گیری ها در مورد حل مشکلات بین فردی پیچیده تر هستند ، چرا که راه حل این مشکلات مستلزم بازآموزی روش ها و کاربرد حل منطقی مسئله است . برای مددجویان بزرگسالی که با انتخاب مشکلی مانند طرز برخورد با کودکان سرکش ، اقوام وابسته ، همسران گمراه یا تغییر محل کار مواجه می شوند ، آموزش این قبیل فرآیندهای حل مسئله می تواند جانشین اقدامات آنی و کلیشه ای و اندرزها شود .

نزو، نزووپری (1990 ) روش موفقی برای رفع افسردگی با استفاده از قالب حل مسئله ارائه
داده اند . آنها به افراد افسرده برای تمرکز روی مشکل (تعیین عوامل استرس زا)
تعیین مشکل ، کشف راه حل های مختلف ، تصمیم گیری و به کارگیری راه حل ها، مهارتهایی را آموزش دادند .

 

مهارت های مورد نیاز در حل مساله

قسمت اعظم مهارت های حل مسئله ترکیبی از مهارتهایی نظیر : تشخیص مکان ، تعیین اهداف ، جمع آوری اطلاعات ، تفسیر ، تشخیص و ارزیابی بازخورد می باشد . تشخیص مشکل در مرحله دوم ، پاسخ به این پرسش است که (مشکل چیست ؟ ) معمولاً با این پرسش ، تمایز میان شرایط کنونی افراد با شرایطی که آنها می خواهند وجود داشته باشد ، بررسی می شود . کمتر کردن فاصله میان واقعیت و آرزو ، مستلزم داشتن هدف برای حل مسئله است . با آموزش این مهارت اساسی ، مراحل و مهارت های دیگر نیز به تبع آن آموخته می شوند .

(مهارت بررسی میدان نیرو) در مرحله سوم ، برای ایجاد و ارزیابی پیشنهادها به کاربرده می شود . این مهارت از مفاهیم فیزیکی میدان های نیرو و ظرفیت دو قطبی بهره می گیرد و با نیروهای شخصی و اجتماعی که مددجویان را از اهداف خود منحرف می کنند ، مقایسه می شود . این  مهارت در بسیاری از شرایط تصمیم گیری به کار برده می شوند .

مشکل و هدف مددجو مختصراً در قسمت بالای شکل زیر ذکر شده و جهت و مسیر راه حل با پیکان مشخص می گردد . نیروهایی که او را به سمت هدف انتخابی سوق می دهند . در این مثال کاهش وزن با علامت مثبت (+) و نیروهای مخالف با علامت(-) نشان داده شده اند . پس از تهیه فهرستی از نیروهای مثبت و منفی ، مددجو به صراحت می تواند مشخص کند تا چه حد به هدف خود دست یافته است .

سپس این نیروها را بر حسب شدتشان از 1تا3 رتبه بندی می کند و یک 1 را به عنوان قوی ترین نیرو در نظر می گیرد . اینک مددجو می تواند تصمیم به تقویت نیروهای مثبت و تضعیف نیروهای منفی بگیرد . اگر در انتخاب این مراحل مشکلی وجود داشته باشد ، هر یک از اهداف بررسی و مقایسه
 می گردد . استفاده از این مدل را برای نمونه مشاوران اعتیاد زمانی که جوانان تصمیم به استعمال مواد مخدر می گیرند ، سودمند می دانند .

مشکل : افزایش وزن ، مشکلات تندرستی و سلامت

هدف : کاهش 2 کیلو گرم وزن در یک ماه (4 هفته )

نیروهای مثبت +

رتبه

نیروهای منفی -

رتبه

همسرم می خواهد من لاغر شوم

1

از گرفتن رژیم غذایی متنفرم

1

لباسهایم اندازه ام می شوند

1

2 کیلو در ماه بسیار زیاد است

1

برای سلامتی من مفید است

2

به جای غذا خوردن سیگار می کشم

2

بر طول عمر می افزاید

3

از غذاهای کم کالری بی اطلاعم

2

کمتر خسته می شوم

3

غذاهای سنگین دوست دارم

3

 

                            نقطه توازن نیروها

شکل یک : تشریح بررسی میدان نیرو

فهرست زیر ، خلاصه ای از مراحل حل مسئله است :

1-با مددجو رابطه برقرار کنید و شرایط زندگی روزمره او را دریابید .

2-به بیان مشکل ، ارزیابی شرایط مکانی و زمانی و تعیین هدف بپردازید .

3-پیشنهادها را بیان و کشف نمایید .

4-به گردآوری اطلاعات بپردازید .

5-موارد کاربرد پیشنهادات و اطلاعات جدید را بیابید .

6-ارزش ها را مشخص کنید .

7-اهداف ، پیشنهادات ، ریسک ها و نتایج را مجدداٌ بررسی کنید

8-تصمیم بگیرید که از میان پیشنهادها چه طرحی را اجرا کنید .

9-فرآیند و نتایج حاصله را ارزیابی کنید .

10-نتایج را به موقعیت های دیگر نیز تعمیم دهید .


مهارتهای شهودی حل مسئله

بسیاری از مسائل روزمره با الگوی منطقی و خطی مذکور منطبق نیستند ، از این رو اشخاص باید از درک مستقیم خود پیروی نمایند ، ادراکات شهودی عبارتند از : احساسات جسمی مبهم ، احساس وقوع امری در آینده که جنبه منطقی نداشته باشد ، آگاهی از احساسات ناشی از صحیح یا غلط بودن راه حل مسئله . عده ای از افراد به ادراکات شهودی خود اطمنیان نمی کنند ، زیرا آنها در مقایسه با (منطق متقن ) و اطلاعات شناختی بسیار (ضعیف ) هستند . به نظر میرسد ادراکات شهودی با مذهب در ارتباط هستند . اما حقیقت این است که روش های شهودی شناخت و حل مسائل انسانی ، به اندازه تاریخ بشری قدمت دارند . مسئله این نیست که از روش های منطقی یا شهودی استفاده کنیم ، بلکه باید دانست تحت چه شرایطی هر یک از آنها بهترین روش است ، اغلب در برخی موقعیت ها نظیر زمان خرید خانه هر دوی آنها نیاز هستند ، باید (احساس کنیم ) که تصمیم صحیحی گرفته ایم اما دانستن این نکته که در خانه نکات فنی و بهداشتی رعایت شده است یا نه ، حائز اهمیت است . ادراک شهودی اغلب از اطلاعات و منطق ناشی می شود ، این اطلاعات و ادراکات از کسب اطلاعات شروع شده و در نهایت به درک و تجربه ناگهانی منجر می شود .

پژوهش به عمل آمده توسط لارنس (1983) و گزارش هپنر(1990) ، حاکی از آن است که تصمیمات قضات اغلب بر پایه ادراکات شهودی برای بسیاری از مددکاران ، روشی برای شناخت است ، یعنی آنها از ادراکات خود بهره می گیرند ، بدون آنکه واقعاً بدانند چگونه به آن دست یافته اند .

از نکات مهم در استفاده از روش حل مسئله شهودی ، ادراک سلسله مراتب مشکل است ، بدین معنی که مددجویان باید معتقد باشند که تجارب گذشته آنها منبع مهم بینش های شهودی است . علاوه بر آن باید یاد بگیرند به تجارب کنونی ، به ویژه پیامهای جسمانی خود اعتماد کنند . نگرش باز نسبت به تجربه از اینکه تجارب گذشته فرد ، مانعی بر سر راه اندیشه و تغییر خلاق ایجاد کند جلوگیری
 می نماید . در نظر گرفتن مشکلات به عنوان چالش ها و نه مصائب ، جنبه دیگری از سلسله مراتب مشکلات است که آنها را باید جزء لاینفک زندگی فرض نمود و همانگونه که معتقدیم در نهایت به راه حل هایی خواهیم رسید ، برخی از مشکلات را باید مجدداً تعریف نمود . برای نمونه پس از وقوع تصادف ، فرد معلول می گوید : ( آیا این تاسف انگیز نیست ؟ چرا این حادثه برای من رخ داد ؟) در اینجا مددجو ممکن است نیاز به بازسازی شناختی داشته باشد . مددجو برای آمادگی به منظور حل مسئله به طور شهودی نیاز به بازسازی واکنش بالا به چیزی شبیه این جملات دارد : (دوباره دارم اینکار را ترک می کنم ، من این شرایط را انتخاب نکرده ام ، اما این مبارزه ای عظیم برای من است ، باید به خود اعتماد بیشتری داشته باشم تا این مشکل را حل کنم . می دانم که می توانم از پس حل این مشکل برآیم . )

دومین مرحله ، آگاهی کامل فرد ، از همه جوانب مشکل است . این مرحله به معنای تمایل شدید و ماجراجویانه جستجوی راه حل نیست بلکه به مفهوم جمع آوری اطلاعات لازم ، یادگیری تجارب گذشته و بهره گیری از توصیه های دیگران است . این مرحله ، زمان پرسیدن بسیاری از سوالات است .

سومین مهارت مورد نیاز ، ایجاد آرامش است . این حالت به دریافت و پذیرش عقاید ، اداراکات و
بینش ها منتهی می شود . همچنین در این حالت ، آگاهی به احساسات و حالات جسمانی بیشتر
است .
[2]

دوره کمون از مرحله شهودی مسئله است . این دوره مستلزم تلاش فعالانه یا حالت غیر فعال نیست . بلکه فرآیند شکل بخشیدن به ادراکات ، تجلی عقاید و کشف ادراکات جدید است . مددجو به طور مداوم می بیند ، و احساس می کند . پیرسینگ (1974) در کتاب خود تحت عنوان (زن و هنر مراقبت از موتورسیکلت ) [3] بر لزوم تامل در رابطه تنگاتنگ میان اجزاء با یکدیگر تاکید می ورزد . این حالت به رهایی از عقاید کهنه درباره آنچه ممکن است غلط باشد کمک و از راه حل های آنی پیشگیری می کند . دوره کمون به مددجو این فرصت را می دهد ، اطلاعات یا روش های جدید را بپذیرد ، به تبیین مجدد مشکلات بپردازد و اطمینان حاصل نماید که سوال مناسبی پرسیده است .

تمرکز بر تجارب جسمانی ، اغلب به فرآیند شهودی کمک می نماید ، مرحله اول آگاهی از حالات بدن ، برای مثال آرامش یا استراحت است . سپس احساسات تجربه شده مانند ترس ، ناراحتی یا خشم بیان می شوند . مرحله سوم تمرکز به احساسات جسمانی به منظور دریافت احساس صریح نسبت به مسئله است . فرد به آرامی از خود می پرسد این احساسات در مورد چه چیزی رخ می دهند و این امر منجر به تجربه ای (ناگهانی ) [4]می گردد که به عنوان تصورات یا عقاید مبهم ابراز می شوند . تداوم دریافت و تمرکز یا ( توجه کردن ) به حالات جسمی ، غالباً موجب شکل گرفتن راه حل می شود . در مثال خرید خانه در گفتارهای قبلی ، فرد ممکن است احساس ناخوشایندی درباره ریسک کردن ، تجربه کند که به آن تنش جسمانی نیز می گویند . خریدار می گوید ( احساس خوبی در مورد آن ندارم ) .

مرحله ای بالاتر بروید . در این مثال خریدار در بررسی مجدد خرید خانه هوشیارانه عمل می کند یا آن را به تعویق می اندازد تا زمانی که تجربه ناگهانی به وقوع بپیوندد و این تجربه همان آگاهی از آسایش و استراحت نسبت به مشکل است .

خیال پردازی یکی از ابزارهای مهم در حل مسئله شهودی است . فرضیه اساسی در اینجا آن است که اشخاص راه حلهای بالقوه ای برای مسائل ، در فطرت خود دارند ، وظیفه ما دستیابی به این راه حل ها است . روش تمرکز تجربه ای یک راه حل و خیال پردازی یا تصور راه حل های دیگرند . نمادها و
آیین ها سرچشمه غنی چنین تفکراتی هستند . برای نمونه ، پیرمردی را تصویر کنید که تکه کاغذی را که پیغامی روی آن نوشته شده است ، به شما می دهد . حتی اگر پیامها سری و نمادین باشند ، باز نشان دهنده عمل مناسبی هستند و فرد می تواند اطمینان داشته باشد که این پیامها از خرد یک انسان دانا تراوش کرده است . اغلب به دوره کمون نیاز است تا بتوان بینش صحیحی از این پیامها به دست آورد . در نهایت ، عمل آن چیزی است که همه مددکاران در حل مشکل باید به آن توجه کنند و این زمانی تحقق می یابد که مددجو آگاهانه مصمم به عمل بوده یا حتی الزامی به انجام دادن آن کار نداشته باشد ، تحت آموزش های مددکار ، مددجو می تواند ترکیبی از روش های حل مسئله منطقی و شهودی را به منظور دستیابی به مناسب ترین راه حل به کار گیرد .

دستورالعمل اساسی برای حل مسئله شهودی عبارتند از :

1-خصوصیات لازم برای حل مشکل ، شامل آمادگی ، اعتماد ، اطمینان ، چالش و آزادی در بیان عقاید را فرا بگیرید .

2-از جوانب مختلف مشکل اطلاع دقیقی کسب نمایید .

3-با گشاده رویی عقاید جدید را بپذیرید .

4-برای دریافت عقاید جدید ، بینش مجدد مشکل و طرح سوالات صحیح ، به لزوم تامل در دوره کمون تاکید ورزید .

5-بر تجربیات جسمانی و احساسات ناشی از تجلی خرد ، تمرکز کنید .

6-از قوه تصور برای اطلاع از راه حل های ممکن استفاده کنید .

7-از مرحله آگاهی مراحل به قصد تعهد و عمل حرکت کنید .


منابع و مآخذ :

1-لورنس ام . برامر (1990) . مراحل و مهارتهای مددکاری . ترجمه دکتر پروانه کارکیا . تهران : سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت ) ، 1377

2-    JACOBSON,E . (1938) .Progresive relaxation . 2nded . Chicago : The university of Chicago press .

3-    PIRSIG,R.(1974) . Aen and the art of motorcyclemaintenance.new york: William morrow

 

 

 



[1] - به نظر نویسنده ریسک باید به دور از نتایج خطرباک باشد .

[2] - برای کسب اطلاعات بیشتر مطالعه مهارت آرامش و مراقبه پیشنهاد می شود ( ژاکوبسن : تحت عنوان Relaxation )

[3] - pirsing : Zen and the art of motorcycle maintenance .

[4] - Come about


 
comment نظرات ()