آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

اتاق فکر 2
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧
 

تعاریف و کلیات

اتاق فکر چیست ؟

- اتاق فکر ، اتاق مفهوم سازی و مفهوم ستانی است ، این اتاق ، راهبردی عقلانی برای نهادهای فکرسازی و بازسازی فکرها است . اتاق فکر ، با توجه به ذهنیت های پژوهشی ، آموزشی ، رسانه ای و حکومتی ، فرایندی چاره ناپذیر در منطق عملی است .

- اتاق فکر در اصل اتاق خط مشی های فکر شناسی و فکرسازی است .

 

- اتاق فکر به منزله منطق اکتشافات فکری است .

اتاق فکر می تواند بازوی مشورتی برای مدیران باشد ،‌در اتاق فکر افرادی که تجربه خوب و پتانسیل تحقیقاتی لازم را داشته واز خلاقیت ونوآوری نیز برخوردار باشند می توانند با ایده ها و اندیشه های خود مدیران اجرایی را در اتخاذ تصمیمات مناسب یاری دهند . در اتاق فکر روشهای گوناگونی برای توسعه خلاقیت وجود دارد که معروف ترین آن «طوفان مغزی» است . در برخی از سازمان ها با توجه به اهمیتی که موضوع خلاقیت دارد ، اتاق فکر در طراحی ساختار سازمانی لحاظ می شود . در واقع یکی از بخشهای اصلی در هر سازمان ، «اتاق فکر» است . از این نظر نمی توان به عنوان یک بخش مکمل و یا فرعی درباره آن صحبت کرد .

* هدف از تشکیل اتاق فکر چیست ؟

اتاق با هدف انجام مطالعات راهبردی در تمامی حوزه های سازمان ، شناخت عوامل مؤثر در WSTOسازمان و برنامه های عملیاتی وتوسعه ای سازمان تشکیل می گردد.به هرحال ، اتاق فکر دو نقش کلیدی ایفا می کند ، یکی فکرسازی برای مفهوم آفرینی ، ودیگر گشودن گره های فکری که در فرآیند عمل رخ می دهد .

* تئوری اتاق فکر چیست و چه مولفه هایی دارد؟

تئوری اتاق فکر ،‌برای گشایش فکر و گشودن فکر در مناطق بنیادین فکر است . این تئوری سه مولفه دارد :

الف اتاقی برای فکرسازی و فکرکردن مفاهمه ای مفکران .

ب اتاقی برای شناساندن فکر سازان و برنامه ریزان جهت ارتقای فرهنگ فکر در جامعه و سازمان

ج کارگاهی برای فکر سازی واحیای فکر بنیادین بر پایه پژوهش ها کرسی فکر عصاره اتاق فکر است . به عبارتی اتاق فکر زیر ساختی آموزشی و پژوهشی دارد و به شکل دادن وضعی می پردازد تا در تمامی حوزه های سازمانی ، کسانی که زمینه فکرسازی و یا فکر شناسی را دارند از امکانات و فرصت های بایسته در به ثمر رساندن افکار خویش بهره مند شوند .

* ضرورت تشکیل اتاق فکر در سه پایه معنی می یابد:

اتاق فکر بر اثر فقر عمیق مدیریتی ، طرح و برنامه های آموزشی ،‌پژوهشی و ستادی ضرورت یافته است . این وضع ،‌بنا به دلایل وجودی موضع کلی را دنبال می کند تا به وضع مجامع تبدیل شود . توفیق این وضع زمانی میسر می شود که پایه عقلانی اجتماعی ، ‌در فکر عقلانی و عمل عقلانی افزایش یابد .

مدیران و طراحان ، همگی در سیر کپی برداری فکری قرار دارند و در ذهن بیشتر آنان خلاقیت فکرسازی جائی ندارد . اتاق فکر ، هم روند کنونی را نقد می کند و هم راهی برای اندیشیدن و فکر کردن است . بدین گونه اساسی ترین دغدغه اتاق فکر ، به وجود آوردن دغدغه فکر ورزی و فکرسازی برای نهادهای آموزشی ،‌پژوهشی ،‌تصمیم سازی و تصمیم گیری است . ضرورت تشکیل این اتاق در موارد ذیل نمود پیدا می کند .

الف . پایگاه فکرسازی .

ب . بازسازی و اصلاح فکرها .

ج . بانک اطلاعات و دریافت فکرها .

 تشکیلات شکلی اتاق فکر و نحوه کار این اتاق

اتاق فکر با تشکیل کارگروههای تخصصی و تشکیل جلسات هفتگی ضمن تاکید بر ضرورت امر و اینکه بدون سازماندهی مناسب اصولاً نمی توان به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت ، با تعیین اولویت در بررسی و اجرای طرحهای سازمانی ، مسائل و مشکلات حوزه های سازمانی را مورد بررسی قرار داده و با نشست کارشناسی ، از نخبگان فکری اطلاعات فکری را با اصل تعامل فکری دریافت می کند و در بانک اطلاعات فکر ذخیره می نماید. این بانک به اتاق فکر امکان می دهد که به صورت باز ، با واقعیت ها مواجه شود و از خزانه فکر ، مبادرت به فکرسازی کند ، به نحوی که بتواند در بلند مدت کارگاه فکرسازی دایر و علاقه مندان به آموزش فکر ورزی را تعلیم دهد . وجود ارتباط بین سازمانها و دانشگاهها و بهره گیری از تحقیقات کاربردی دانشگاهها از ضروریات تشکیل اتاق فکرمی باشد.

این اتاق به فکر ورزی روشمند مبادرت نمی کند بلکه در وضعیت اضطراری به شیوه اضطراری از فکرهای رسیده در بانک اطلاعات فکر استفاده می کند . اصل دغدغه اتاق فکر ، دغدغه سرمشق نوشتن برای تفکر است. 

 این اتاق دعوتی به فکر ورزی است که هرچیز باید ماهیت سیستمی داشته باشد . این نهاد با گفت و گو از نخبگان داخلی و خارجی و تعامل فکری ، افکار را ذخیره می کند تا سیستم از آن بهره مند شود.در این فرایند ، هر چیزی توجیه فکری می یابد و فکر کردن در سامانه زندگی ، پایه هر وضعی قرار    می گیرد . این وضع در فرایند سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، تکنولوژی ، اخلاقی ، فلسفی ، ریاضی ، منطقی ، عرفانی و دینی ، به شیوه عقل فکری عمل می کند . در عین حال این وضع به دلیل سازگاری با وضع بشری ، نه در صدد نفی دانش طرح و برنامه و دانش مدیریت بر می آید و نه عین آن دو است ، بلکه در وضع مجامع آن دو قرار دارد.در این صورت ، فرایند طرح و برنامه و مدیریت در وضع دوم قرار دارند ، یعنی نخست پدیداری فکر لازم است تا با طرح و برنامه و اعمال مدیریتی ، در صدد عملیاتی کردن فکر برآییم ، اگر احساس شود که فکری در میان نیست ، طرح و برنامه و اعمال روش های مدیریتی تلاشی بیهوده است .اتاق فکر دعوتی به موضع خودباوری و خودآگاهی است تا طبق چنان منطقی ، امکان خود اصلاحی فراهم شود . اگر فرایند فکرسازی نباشد ، کشف تقابل ها و تضادها میسر نمی شود . این وضع در کشور ما جدی گرفته نشده ، به همین دلیل فقر عمیق فکری در فرایند آموزشی ، پژوهشی ، سایه سنگین گسترانیده است .

* تفکر راهبردی چیست ؟

تفکر راهبردی در ادبیات سازمانی شهرت زیادی دارد، اما نبود یک بیان صریح در ماهیت و معنی این مفهوم ، منجر به سردرگمی قابل توجهی نیز شده است . برای مثال تفکر راهبردی به صورتهای زیر شناخته می شود:

1-از لحاظ رتبه بندی مهمتر از برنامه ریزی راهبردی

2-جایگزین برنامه ریزی راهبردی

3-کاملاً در تضاد با برنامه ریزی راهبردی


 
comment نظرات ()