آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

مددکاری چیست و مددکارکیست؟!
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧
 

مددکاری از حرف بسیار حساس و مهم در رابطه با افراد جامعه و نیازمندان است. مددکاری از این رو مهم است که با زندگی و مشکلاتی سرو کار دارد که توانسته فرد یا افرادی را از ادامه زندگی عادی باز دارد. پس اگر این مددکاری که با این مشکلات حساس افراد در تماس است از علم و دانش کافی در این رابطه بر خوردار نباشد ممکن است نه تنها به حال افراد مفید نباشد بلکه حتی میتواند با کارهایی که از روی احساس و عدم علم کافی است مشکلات را چندین برابر بدتر کند.در هر دو حالت نام ان را مددکاری میگذارند ولی تفاوت ان از زمین تا اسمان است.مددکاری حرفه بسیار ظریفی است که لازمه ان برای شروع عشق به انسانهاست .مددکاری از معدود مشاغل و یا به عبارتی حرفی است که با اسرار و رازهای افراد سروکار دارد .اسراری که برای یک فرد میتواند همه چیز او باشد و اگر مددکاری از روی جهل و یا عدم پایبندی به اصول وارزشهای حرفه اش در حفظ اسرار از نامحرمان تسامح کند مددکاری و ارزش ان زیر سوال میرود. مددکاری همان طور که از نامش پیداست یاری رساندن به نیازمندان است .یاری رساندن بدون چشمداشت به پاداش و یا حتی تشکر از سوی مددجو. امدادی از روی عشق به انسانها و به همنوعان .مددکار زمانی در کارش موفق خواهد بود که خدمتش را از روی عشق و علاقه عرضه کند و تنها در این صورت است که در کارش هرگز احساس خستگی نخواهد کرد.مددکاری شغل بسیار با ارزشی است با ارزش است چون هدفش خدمت به انسانهاست خدمت به کسانی که حقوقشان را در جامعه به دلایلی نتوانسته اند دریافت کنند خدمت به کسانی که حقوقشان به نوعی ضایع و تباه شده. خدمت مددکار مانند اکثر کارمندان ادارات نیست که پشت میز نشسته و فقط اوراق را امضا کند بلکه مددکاری شغلی پویاست که کارش از لحظه اشنایی با مددجو شروع شده و تا حل ان تا جای ممکن ادامه خواهد داشت.مددکار همراه با مددجو در حل مشکلات او شرکت دارد و سعی میکند تا مددجو در جریان حل مشکل خود به بالاترین سطح خود اتکایی برسد تا جایی که دیگر در حل مشکلاتش نیازی به مددکار به عنوان همراه نداشته باشد .


 اصول مددکاری

 

همان طور که مددکاری دارای ارزشهای اساسی است این حرفه دارای اصول اساسی نیز میباشد.به عبارت دیگر اگر ارزشها به مصابه ریشه و تنه مددکاری به حساب بیاید اصول ان مانند شاخه های ان میباشد.با استفاده از این اصول است که مددکاری به صورت علمی انجام میشود و با توجه به این اصول است که مددکار موفق میشود تا وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد.  اصول اساسی در مددکاری به شرح زیر است:

۱-اصل پذیرش

۲-اصل مشارکت مددجو

۳-اصل خود اگاهی مددکار

۴-اصل رازداری حرفه ای

۵-اصل رابطه حرفه ای

۶-اصل فردیت 

۱-اصل پذیرش از ارزش اساسی حرمت مقام انسانی سرچشمه میگیرد یعنی مددکار در جریان کمک رسانی مددجو را همان طور که هست میپذیرد .برای مددکار فرقی ندارد که مددجوی او پولدار یا بی پول باشد از نظر ظاهری تمیز یا ژولیده باشد و..... بلکه برای مددکار مهم همان مددجوست که قصد کمک به او را دارد.مددکار باید به زمان حال مددجو توجه داشته باشد و کمک رسانی او هم با توجه به حال مددجو باشدالبته در جریان کمک رسانی مددکار باید از گذشته مددجوی خود اگاه باشد تا بتواند به او کمک کند بلکه منظور این است که مددکار نباید در کار با مددجوی خود و برخورد با او تنها در گذشته او بماند.عوامل قبلی درست است که باعث ایجاد مشکلات حاضر در مددجو شده است ولی مددکار باید سعی کند که مشکل او را حل کند.

۲-اصل مشارکت مددجو به این مهم اشاره دارد که مددکار در کار با مددجو می بایست به این نکته توجه داشته باشد که از اهداف اساسی در مددکاری توانمند سازی مددجوست تا در مواقع مشابه این توانایی را داشته باشد تا خود مشکلش را حل کند و این توانایی جز با مشارکت مددجو در جریان کمک رسانی به دست نمی اید.از منظر دیگر مددکار با مشارکت مددجو عملا به او و تواناییها و استعدادهایش احترام گذاشته و به طور غیر مستقیم به او فهمانده که او میتواند مشکلش را خود حل کند.اگر مددکار به این اصل مهم توجه نکند ممکن است مددجو به نوعی وابسته به مددکار شود و به تواناییهای خود اعتنایی نکند که این امر مغایر با اهداف اصلی مددکاری است.مددکار باید در جریان کمک رسانی طوری برخورد کند تا مددجو مشکل را متعلق به خود بداند و خود به این نتیجه برسد که برای حل ان باید تلاش کند.

۳-مددکار به عنوان یک انسان دارای ارزشها و اعتقادات و فرهنگ و اداب و رسوم خاص خود است و این ارزشها و اعتقادات ممکن است بصورت ناخوداگاه و یا خوداگاه بر رفتار و گفتار و حتی تصمیمات او تاثیر بگذارد.بر این اساس مددکار برای اینکه  از این امر در کار مددکاری خود جلوگیری کند میبایست نسبت به ارزشهای خود که بعنوان میراثی از خانواده و محیط خود به همراه دارد اگاه باشد تا در جریان مددکاری از تاثیر انها در کار خود تا حد امکان جلوگیری کند.بنا به نظر برخی مددکاران بنام در این حرفه این اصل مهمترین اصل به شمار میرود زیرا تا مددکار از درون خود اگاه نباشد و نسبت به خود شناخت نداشته باشد نمیتواند به طور کامل از مددجوی خود شناخت داشته باشد.

۴-اصل رازداری حرفه ای به این امر اشاره دارد که مددکار میبایست در اصطلاح صندوقچه اسرار مددجو باشد .در جریان مددکاری این حق مددجو است که اسراری که به مددکار بیان میکند بین انها و یا کسانی که خود مددجو راضی به بیان راز به انها باشد.بر اساس این اصل مددکار حق ندارد اسرار و رازهای مددجوی خود را به اشخاص غیر صالح و غیر حرفه ای افشا کند زیرا افشای اسرار مددجو به افراد غیر حرفه ای ممکن است ابرو و حیثیت فرد را به خطر اندازد.البته در این امر استثنائاتی هم وجود دارد مثلا اگر اسراری که مددجو به مددکار میگوید باعث اسیب به خودش یا دیگران شود مثلا کشتن یک نفر یا ترورهای سیاسی و ...... مددکار در اینجا نباید صرف انجام به این اصل این مطالب را نزد خود نگهدارد بلکه باید این امور را به مراجع ذیصلاح گزارش دهد و حتی اگر به عنوان یک شاهد در دادگاه حاضر شود باید حقیقت امر را توضیح دهد.بنابراین مددکار باید قبل از اینکه مددجو اسرار خود را به مددکار توضیح دهد وی به صورت کتبی و یا شفاهی میبایست رضایت مددجو را از بیان کردن رازش بگیرد و به او بگوید که اگر در شرایطی قرار گیرد که لازم باشد این گفته ها را به دیگران انتقال دهد او نمیتواند انها را عنوان نکند و از مددجو بپرسد که اگر او راضی به بیان اسرار و راز خود است انها را بگوید.۵-رابطه حرفه ای به این معنا است که مددکار در جریان کمک رسانی دارای هدفی است و در رابطه ای که با مددجو برقرار میکند به دنبال اهداف مورد نظر است.هریس پرلمن یکی از مددکاران مطرح در رابطه با تعریف رابطه حرفه ای گفته"رابطه حرفه ای یعنی برقراری رابطه با مددجو برای رسیدن به هدف که که شرط رسیدن به این هدف اشنا بودن با راههای رسیدن به این اهداف میباشد".

5"رابطه حرفه ای یعنی برقراری رابطه با مددجو برای رسیدن بهبرای برقراری رابطه حرفه ای رعایت نکاتی ضروری است که برخی از انها را به طور خلاصه بیان میکنیم:الف)در برقراری رابطه حرفه ای برخورد اولیه مددکار در جریان رابطه بسیار مهم میباشد یعنی همان طور که مددکار در برخورد اولیه مددجو را مورد ارزیابی قرار میدهد در مقابل مددجو نیز مددکار را ارزیابی میکند ب) برای برقراری رابطه شرایط زمانی و مکانی اهمیت دارد یعنی در زمان و مکانی باشد که مددجو احساس امنیت و راحتی کندپ)یکی از مسائلی که مددجویان به ان بسیار اهمیت میدهند مخفی ماندن رازهایی است که انها برای مددکار بیان میکنند و در هنگام صحبت کردن مواظب هستند که کسی جز مددکار صحبتهای انها را نشنود و بهتر است جریان مصاحبه در جایی انجام شود که جز مددجو و مددکار کسی صدای انها را نشنودت)اشنایی علمی مددکار با گروههای هدف در جریان کمک رسانی از اهمیت زیادی برخوردار است در واقع اگر مددکار با گروههای هدف اشنایی داشته باشد میتواند بهتر و موثرتر مددجو را یاری کند و دید بازتری نسبت به مشکلات انها دارا خواهد بودث)احترام به مددجو در ایجاد رابطه حرفه ای بسیار با اهمیت است علاوه بر این احترام به مددجو از ارزشهای اساسی در مددکاری است که هر مددکاری برای رسیدن به اهداف کمک رسانی ان را بایستی رعایت کند و دیگر مواردی که از درج انها در این مجال خودداری میشود

۶-بر اساس این اصل مددکار در کار با مددجو بایستی به تفاوتهای بین انها توجه داشته باشد.به عبارت دیگر ممکن است که دو مددجو با مشکلات در ظاهر یکسان به مددکار مراجعه کنند ولی در انجا مددکار بایستی به این امد توجه داشته باشد که مشکلات انها ممکن است در ظاهر یکسان به نظر ایند ولی در واقع عللی که باعث به وجود امدن این مشکلات شده است متفاوتند مثلا ممکن است که درخواست یک زن برای طلاق مشکلات مالی شوهر باشد در صورتی که در مورد دیگر علت ان اعتیاد شوهر و ..... باشد به همین دلیل مددکار باید برای حل مشکلات انها برنامه ریزیهای متفاوتی را اعمال کند و برای هرکدام از انها اقدامات متناسب را انجام دهد 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزشهای اساسی در مددکاری اجتماعی

 

 

مددکاری دارای ارزشهای اساسی است که شالوده و اساس این حرفه را تشکیل میدهد. در واقع بدون این ارزشها مددکاری علم به حساب نمی اید .به عبارت دیگر اگر مددکاری را به یک درخت تشبیه کنیم ارزشهای مددکاری به مثابه ریشه ان است که بدون ریشه درخت پایدار نمیماند.  حال به معرفی ارزشهای اساسی مددکاری میپردازیم: 

۱-حرمت مقام انسانی 

۲-حق بهره مندی افراد به صورت یکسان از امکانات مادی و معنوی 

۳-حق افراد در تصمیم گیری برای مسائل خود(خود تصمیم گیری) 

۴-مسئولیت فردی و اجتماعی

  ۱-بر اساس این ارزش مددکار به همه مددجو ها به دیده احترام مینگرد و برای انها ارزش قائل است زیرا انها جدای از مشکلی که دارند یا مرتکب خطایی شده اند به خاطر اینکه انسان هستند احترام به انها واجب است .به عبارت دیگر مددکار به صورت بی طرف با مددجو ها برخورد میکند و در حل مشکل انها نهایت سعی و تلاش خود را به کار میبرد و نسبت به مددجوها دیدگاه مثبت یا منفی پیدا نمیکند.در واقع مددجو درست است که مرتکب خطا یا جرمی شده است ولی در ارتکاب او به این جرایم عوامل اجتماعی و محیطی نیز دخیل بوده اند و در بررسی مشکلات افراد نباید تنها بر روی خود فرد تمرکز کرده و تاثیرات دیگر عوامل را نادیده بگیریم .به این ترتیب دیدگاه و افق فکری مددکار در این صورت گسترده خواهد شد و با دید بازی به امور مختلف مینگرد.بر اساس این ارزش مددکار مددجو را به خاطر مشکل خود سرزنش و تحقیر نمیکند بلکه به او کمک میکند تا توانایی لازم در حل مشکل را پیدا کند.

  ۲-بر اساس این ارزش افراد و به طور کلی همه انسانها این حق را دارند که از امکانات و منابع موجود برای بهتر زیستن و ارتقای سطح زندگی خود استفاده کنند.مددکار به عنوان فردی از افراد جامعه این نکته را میداند که وضعیت جوامع باعث شده تا بعضی از افراد از حتی ابتدایی ترین و ساده ترین امکانات برای زندگی محروم باشند و عده دیگری از نظر رفاه اقتصادی در بهترین شرایط به سر برند.بر این اساس مددکار سعی میکند تا در حد امکان منابع قابل استفاده را برای اقشار اسیب پذیر در اختیار انها قرار دهد و یا مددجویانی را که با نحوه استفاده از این منابع اشنایی ندارند را راهنمایی کند و به انها در استفاده از این امکانات یاری دهد.البته این امر بسیار حساس است زیرا اگر مددکار جنبه استقلال و باز توانی مددجو توجه نداشته باشد ممکن است مددجو وابسته به مددکار شود که مغایر اصول و ارزشهای مددکاری است.مددکار باید سعی کند که همراه با ارائه کمک به مددجویان انها را با تواناییهای خود اشنا کرده و استقلال و خود توانی را در انها شکوفا کنند.

3-با توجه به این ارزش اساسی مددکار در جریان کمک رسانی به این نکته توجه دارد که مهمترین اصل در این حرفه باز توانی و شکوفا کردن استعدادها و توانایی های مددجو است .مددکار به این وسیله به مددجو کمک میکند تا برای حل مشکل خود تصمیم بگیرد و خود مشکلش را با سعی و تلاش بر طرف سازد. اگر مددکار به این ازرش توجه نکند مددجو به مددکار وابستگی پیدا میکند و توانایی های خود را در حل مشکلاتش نادیده میگیرد.به عبارت دیگر تصمیم گیری مددکار به جای مددجو در جریان کمک رسانی به معنی بی توجهی مددکار به قابلیت های مددجو در برطرف کردن مشکلاتش است و به نوعی توهین به او به حساب میاید.مددجو باید برای حل مشکلش خود تصمیم بگیرد حتی اگر ان تصمیم اشتباه باشد. 

 ۴-طبق این ارزش هر فردی علاوه بر اینکه نسبت به خود مسوول است در مقابل نسبت به دیگران هم مسئول است .به عبارت دیگر مددکار میبایست به مددجو این امر را بفهماند که ان فرد تنها برای خود زندگی نمیکند بلکه دیگران هم از او توقعاتی دارند و او بایستی نسبت به این انتظارات اهمیت قائل شود.در واقع به وسیله این ارزش مددکار به مددجوی خود نشان میدهد که دیگران هم از انها انتظاراتی دارند و به طور ضمنی پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی را اموزش میدهند.

 

تعریف مددکاری اجتماعی 

 

مددکاری را این طور تعریف کرده اند: "مددکاری حرفه ایست مبتنی بر علم و هنر و مهارت و هدف که در ان سعی میشود که مددجو(فرد یا گروه یا جامعه)مشکل خود را شناخته و به تواناییهای خود پی برده و با استفاده از منابع و امکانات موجود در جهت حل مشکل خود بر اید

"مددکاری علمی است که در ان مدکار همه تواناییهای خود را در جهت حل مشکل مددجو به کار برده و به مددجو نشان دهد که او علیرغم داشتن مشکلات دارای تواناییها و استعدادهای فراوانی است که به انها توجه نکرده است و میتواند با بکار بردن تواناییهای خود مشکلات را حل کند.

همه روز روزه بودن همه شب نماز خواندن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز مناهی و ملاهی همه احتراز جستن

ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به خدا که هیچیک را ثمر انقدر نباشد

که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

 این شعر را برای نشان دادن ارزش و اهمیت مددکاری از شعرهای شیخ بهایی در این مجال اوردم.اگر به دستورات دین اسلام هم توجه کنیم چیزی جز معنای این شعر نیست و اسلام هم برای توجه به امور دیگران سفارشات بسیار کرده است.برای مددکاری عشق لازم است :

عشق به همنوع          عشق به انسان و انسانیت                 عشق به هموطن              عشق به ........

مددکاری رشته ایست که از فعالیت در ان میتوان لذت برد چون مددکاری خدمت به انسان و به عبارتی انسانهای دردمند و مشکل دار و کسانی که خود نمیتوانند مشکل خود را حل کنند و نیاز مند کمک مددکار است البته لذت بردن نه از اینکه انسانی نیازمند کمک ما است بلکه لذت بردن از اینکه میتوانیم به او کمک کنیم تا توانایی های خود را بشناسد و قادر به حل کردن مشکل خود بشود یعنی وقتی یک مددکار میبیند که مددجوی او قادر شده تا با مشکلات روبرو شود و خود سعی در حل ان میکند از کار خود احساس لذت و رضایت میکند.

 


 
comment نظرات ()