آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

آسیب شناسی خانواده های تک والدی
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳٠
 

اهمیت و شیوه تربیت فرزندان با روشن شدن نقش والدین در پرورش کودکان و شکل گیری شخصیت کودک طی ۲ سال اول زندگی، فضای خانواده، همبستگی و اتحاد خانواده و همراهی پدر و مادر بیش از پیش در دستان ما به عنوان پدر و مادر است.

از این رو باید تلاش کنیم با به روز کردن اطلاعات خود در زمینه های تربیتی، فرزندانی موفق و سالم تحویل جامعه دهیم.اما گاه خانواده چنان دستخوش تغییرات جدی می شود که ناخودآگاه فرزندان تحت تاثیر آن اتفاق قرار گرفته و چارچوب زندگی شان تغییر می کند.

فوت یا طلاق باعث به وجود آمدن خانواده های تک والد بسیاری شده است که در آن فرزندان با پدر یا مادر خود زندگی کرده و دچار چالش های متعددی می شوند. در این گزارش به آسیب شناسی و ذکر ویژگی های این خانواده ها می پردازیم.

خانواده های تک والدی

دکتر علی ناظری، روان پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی در تعریف خانواده تک والد به خراسان چنین می گوید: وقتی فرزندان به دلایلی فقط با یکی از والدین زندگی می کنند و تحت سرپرستی یکی از آن ها قرار دارند، در واقع خانواده تک والد شکل گرفته است. این مدل در کشورهای غربی سال هاست رواج دارد و زنان زیادی هستند که به دلایل متعدد به تنهایی سرپرستی فرزند یا فرزندان را به عهده دارند یا کودکی را به فرزندخواندگی پذیرفته و او را پرورش می دهند و تعداد خانواده های تک والد فقط در آمریکا طی دهه گذشته ۲۰ برابر شده است. اما نکته این جاست که از دست دادن والدین برای فرزندان به علت فوت یا طلاق، تفاوت هایی را ایجاد می کند. از طرفی در نظر گرفتن سن فرزندان بر پذیرش شرایط بسیار تاثیرگذار است.

کودکی که در ۱۰ سالگی با طلاق والدین خود مواجه شده و کودکی که زیر ۵ سال یکی از والدین خود را از دست داده، از نظر تطبیق خود با شرایط و تعریف ذهنی که از این حادثه دارند تفاوت های چشمگیری خواهند داشت و این تفاوت ها تاثیر شگرفی روی تربیت آن ها خواهد گذاشت.به هر حال، خانواده های تک والد را باید به عنوان یک واقعیت در جوامع امروزی پذیرفت و با وجود تاکید همه مذاهب، اقوام و رسوم بر ازدواج مجدد و تشکیل خانواده، تک والدی گسترش یافته است. اما این پدیده لزوما به معنای ظهور آسیب های فراوان و مضرات غیرقابل جبران نخواهد بود و به شرط آسیب شناسی و مدیریت و برنامه ریزی می توان از بروز صدمات جدی جلوگیری کرد.


ویژگی های خانواده های تک والد

در اکثریت این خانواده ها، این بار روی دوش مادر گذاشته شده آن هم به ۲ دلیل واضح، یکی این که زنان بیشتر از مردان در شرایطی قرار می گیرند که مجبور به زندگی در چنین شرایطی هستند زیرا در مواردی مانند جدایی یا فوت، آقایان به مراتب سریع تر از زنان موفق به تشکیل زندگی مجدد می شوند و تحت فشار نیستند که حتما فرزندشان را به تنهایی بزرگ کنند و از طرفی حضانت کودک زیر ۷ سال در اختیار مادر است.اکثر مادران در چنین شرایطی در واقع اداره یک خانواده را به عهده می گیرند و تحت فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار می گیرند.

طلاق یا فوت همسر هم می تواند یک بحران جدی برای مادر به وجود آورد و در حالی که مسئولیت فرزندان بر دوش او قرار دارد، به سختی خواهد توانست بدون کمک مشاور و روان شناس سلامت روانی خود را به دست آورد. عبور از بحران، سازگاری با وضعیت جدید، آمادگی برای پذیرش شرایط جدید و مواجهه با معضلات پیش رو، تلاش برای کسب استقلال فردی و اجتماعی، کسب استقلال مالی برای مدیریت خانواده و حفظ شان و جایگاه خود در مقام اداره کننده یک خانواده از سوی کسانی که احتمالا او را مورد توهین یا سرزنش یا حتی تهدید قرار داده اند، از ابتدایی ترین چالش های پیش روی این دسته از والدین است.

آسیب های خانواده های تک والد

دکتر ناظری با اشاره به تلاش کسانی که در خانواده های تک والد به تنهایی فرزندان خود را بزرگ می کنند، می گوید: با وجود تلاش یک نفره این دسته از افراد در چارچوب خانواده، ساختارها و ارگان های اجتماعی، مدرسه، رسانه ها هر یک به نحوی در تربیت کودکان موثر هستند و زنان یا مردانی که می خواهند به تنهایی از عهده تربیت فرزند خود برآیند باید آگاه باشند که به هر حال در این راستا نیازمند کمک دیگران هستند. در واقع اغلب این والدین با از خودگذشتگی بی دلیل تمام زندگی خود را وقف فرزندان می کنند و به دلیل حادثه ای که رخ داده دست به یک رفتار جبرانی می زنند و تلاش می کنند هم پدر باشند و هم مادر. چنین چارچوبی بر خلاف تصور عموم تقریبا غیرقابل اجراست و نقش جنسیتی چیزی نیست که یک نفر به راحتی بتواند از پس آن بر آید. یک مادر هرگز نمی تواند تمام خصوصیات یک پدر را ایفا کند و بالعکس هم همین طور است.

این کار باعث می شود مادر یا پدر از نقش واقعی خود نیز فاصله بگیرد و نتواند وظایف واقعی خود را نیز انجام دهد.بنابراین اگر ازدواج مجدد دلخواه بسیاری از کسانی نیست که در چنین شرایطی قرار دارند، جایگزین کردن نقش مادر یا پدر توسط مادربزرگ و خاله یا در مورد پدر توسط پدربزرگ یا دایی می تواند کارساز باشد. اگرچه ارتباط آن ها با فرزندان هرگز نمی تواند به ارتباط نزدیک مادر یا پدر با فرزند خود تبدیل شود اما به هر حال بهتر از به عهده گرفتن هر ۲ نقش توسط والد است.حفظ جایگاه اجتماعی، حفظ شغل و شان، اثبات صلاحیت شغلی و اجتماعی از جمله مواردی است که مادر یا پدری که به تنهایی تربیت فرزندانش را به عهده گرفته باید از پس آن ها بر آید.

این وضعیت در مورد زنان وخیم تر است زیرا هنوز نگرش به زنان بیوه یا مطلقه منصفانه و دوستانه نیست و آن ها دائما باید خود را اثبات کنند و یا در محیط کاری باید خود را از اتهامات تبرئه کنند.در مورد آقایان نیز فشار برای ازدواج مجدد، معضل نگهداری و مراقبت از فرزندان، تحمیل شدن هزینه های اضافی در این خصوص و لزوم افزایش ساعات کاری برای تامین مخارج جزو مشکلات رایج است که هر یک به نوعی آن ها را تحت فشارهای روانی، اجتماعی و اقتصادی قرار می دهد.

ویژگی های فرزندان تک والد

اولین واکنش چنین فرزندانی سوگواری است. طلاق یا فوت یکی از والدین برای فرزندان حتما یک دوره سوگواری به دنبال خواهد داشت، مگر این که فرزند زیر ۵ سال سن داشته باشد و تصویر روشنی از آن چه رخ می دهد در ذهن نداشته باشد.

در غیر این صورت سرزنش خود در حین دوره سوگواری به سراغ چنین بچه هایی می آید و آن ها دائما تصور می کنند فرزند خوبی نبوده اند و به همین دلیل پدر یا مادر خود را از دست داده است. در چنین شرایطی محور گفت وگو باید به نحوی باشد که این ذهنیت از کودک دور شود که او مسئول اتفاقی که در خانواده افتاده نیست. در سنین بالاتر اغلب بچه ها همواره آرزو می کنند والدین یکبار دیگر در کنار هم زندگی کنند و با هم باشند. در این موارد نیز باید به بچه ها متذکر شد که هر چند از وجود پدر یا مادر محروم شده اند، اما هر ۲ والد خود را از دست نداده اند و در صورت جدایی طرفین باید اجازه دهند بچه ها بتوانند با والدی که از او دور است، دیدار کند.از طرفی در سنین نوجوانی که فرد به دنبال کسب هویت و استقلال است و از والدین خود کمتر الگو می گیرد و گرایش به گروه همسالان داشته و یا تحت تاثیر بزرگسالانی که علاقه مند به آن هاست قرار می گیرد، کار پدر یا مادرهایی که به تنهایی به پرورش و تربیت فرزندان خود اقدام می کنند دشوارتر است.

این روان پزشک با اشاره به نقش پدر یا مادر در ایجاد آرامش در خانواده های تک فرزند اظهار می کند: پیشینه ذهنی که زن و مرد از یکدیگر دارند، بر تربیت فرزندان تاثیرگذار است. اگر زوجی به هنگام طلاق با درگیری و مشاجره، طلاق گرفته باشند نمی توانند توقع داشته باشند در تربیت فرزندان موفق عمل کنند زیرا پیشینه منفی ذهنی آ ن ها از یکدیگر روی بچه ها تاثیر می گذارد و آن ها را از یک محیط آرام و امن محروم می کند.

در واقع با آسیب شناسی دقیق وقایعی که در یک خانواده تک والد انجام می شود، می توان از بروز بسیاری از آسیب ها جلوگیری کرد تا جایگاه والد در خانواده از دست نرود و معضلاتی نظیر بزهکاری، الگوگیری ناسالم، ناکامی در اجتماع و زندگی خانوادگی در مورد فرزندان آن ها رخ ندهد.به هر حال، علاوه بر تلاش برای تشکیل خانواده مجدد در مورد این افراد و زدودن بار منفی از واژه های «ناپدری» یا «نامادری» در جامعه، ناچاریم با واقعیات موجود راهکارهایی را عرضه کنیم تا از بروز آسیب های جدید به فرد، خانواده و جامعه جلوگیری کنیم.عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی تاکید می کند: چنین معضلاتی را باید به صورت یک شبکه بررسی کرد و نه یک فرد در یک خانواده، چرا که جامعه به هر حال متاثر از وجود چنین خانواده هایی خواهد بود.

 


 
comment نظرات ()