آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

به نام او
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧
 

اکنون با درونی پر از نشناخته ها

که دست هیچ اندیشه ای و نوازش هیچ احساسی

آن را هرگز لمس نکرد و 

در هیچ فهمیدنی جایی برای خود نیافت

میروم تا از چشمی نیز که میشناخت یا میتوانست شناخت دور باشم

و باز در انبوه نور افکن صدها و هزارها چشم

که همواره به رویم بازند نامریی گردم

و باز شبحی در آن شب دیرپای همیشه شب

و باز صف های طولانی خیمه ها و خیمه در خیمه های سیاه

وباز بادهای وحشتی که بوی مرا خواهند شنید و 

به سراغم برخواهند خاست

و باز آوای غمگین در ستایش روز

و باز سر برآوردن اشباح از نهانگاههای مرموز خویش

و حلقه زدن در پیرامون من

و دل دادن به نغمه های محزون و زیبای من

در آستانه موهوم خاطره ی گرم و روشن خورشیدی

که هرگز طلوع نخواهد کرد...

 


 
comment نظرات ()