آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

هدف در مددکاری اجتماعی:
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸
 

 

اقای دکترقندی دراثر جاویدان خودش  به عنوان یکی از نخستین  اثار بومی درمددکاری اجتماعی به زیبای هدف مددکاری اجتماعی راچنین تصویرمیکند.هدف این است که بین بهزیستی افرادورفاه اجتماعی سازگاری ووفاق ایجاد شود دراین راستامددکار اجتماعی از تحمیل این نظرکه مردم محرومیت وذلت را به عنوان سرنوشت بپذیرندوخودرابا شرایط رنج اور وغیر عادلانه سازش دهند احتراز میکند...ومیکوشد به انسانها کمک کند تابینش روشن بیابند ، ابتدابا مشکلات و شرایط سخت به عنوان واقعیت زندگی روبرو شوند وسپس بکوشند تاانها رااز میان بردارند یاتغییر دهندتا بتوانند درشرایط بهترزندگی کنند(قندی ، 1347 :44).

فرایند"توانمندسازی"درتمامی شاخه هاوروشهای مددکاری اجتماعی مطرح بوده ومتناسب با ویزگیهای هریک ازاین شعبات وروشها  ،تحلیل وتبیین میشود.

 


توانمندسازی جامعه به عنوان یکی از هدفهای کاربا جامعه چنان چه در سندفوق الذکر بدون اینکه ذکری ازاین مفهوم به میان اید ،درقالب "مواجه شدن با واقعیت وپذیرش ان به عنوان شرایطی که قابل اصلاح وتغییر است ودرسایه تلاش ومشارکت میتوان انرا به وضعیت مطلوب تبدیل یا نزدیک کرد " مطرح شد.پس میتوان دریک بیان شفاف وهمه فهم اذعان کرد که توانمندسازی  فرایندی است که طی ان ، مردم یک جامعه با راهنمایی مددکار اجتماعی نیازها ومشکلات خودرامیشناسند.برای رفع یاتعدیل ان راههای مناسب راجست وجومیکنند وبرای عملیاتی شدن مناسب ترین راه  ، ازتوان وامکانات خود ودیگران استفاده میکنند وزمانی که چنین فرایندی را یک بار تجربه کردند زمینه اعتمادبه نفس واتکا به خود در انها ایجاد میشود واین تجربه مقدمه ای برای مقابله با دیگرموقعیتهای سخت ومشکلدارخواهدبود. چنانچه درتوضیح فوق مشهوداست فرایند توانمندسازی جامعه ، دربطن جامعه اغاز وسرانجام میگیردواصلی ترین عناصران اگاهی (شناخت )ومشارکت برمبنای ان است . توانمندسازی جامعه ضمن تاکیدبرتقویت ظرفیتها وتوانمندیها ازیک سو وخود تصمیم گیری توام با مسئولیت پذیری ازسوی دیگر  ، درسایه همکاری اگاهانه که همان مشارکت درابعاد مختلف است ، تحقق می یابدواستمرار پیدا میکند.

توانمندسازی اصطلاحی است که طی سالهای اخیر مقبولیت سریع وفزاینده ای داشته است ودر بحثهای سیاسی مربوط به توانمندی فقرا ومحرومان یک کشور مورد توجه قرار گرفته است وعلی رغم چنین سالهای کوتاهی  ، کاربرد گسترده ای درعرصه های اجتماعی ،سیاسی  ،اموزشی وحتی مدیریتی دارد.

نویسندگان کتاب "توانمندسازی در عملکرد مددکاری اجتماعی" که درسال 1998 میلادی درامریکا منتشرشد،توانمندسازی راوسیله ای برای رسیدن به تغییرات اجتماعی ، فردی وسیاسی مورد نیاز برای دستیابی به خواستها ونیازهای انسانی دانسته اندازدیدگاه انها توانمندسازی رامیتوان به عنوان فرایندرشد قدرت فردی ،میان فردی وسیاسی تعریف کردبه گونه ای که افراد بتوانند نسبت به بهبود بخشیدن به موقعیت زندگی اقدام کنند.

بانک جهانی درسال 2002توانمندسازی راتقویت یاکنترل خودتوان شخصی برای تصمیم گیری یاتوان جنگیدن برای اخذتصمیمات یاحقوق خودبه طور مستقل تعریف کرده است سوایف ولوین معتقدند که توانمندسازی شامل توسعه ی حالت ذهنی (احساس قدرت  ،سودمندی وشایستگی)وتغییر شرایط ساختاری است به گونه ای که باعث تخصیص مجدد قدرت شود. تغیر درباورهای ذهنی وایجاد اعتماد به نفس درفرد(گروه وجامعه)برای انکه درخوداحساس قدرت وتوان انجام تغییر رابیابد وبه نوعی ،احساس خود سودمندپنداری وشایستگی کند (همان).

الگوی توانمندسازی برای انکه بتواند موثر واقع شود باید به گونه ای طرح ریزی گرددکه به تمامی سطوح جامعه  نظرداشته باشد. درواقع باتمرکز برروی یکی از سطوح جامعه نمیتوان بهتوسعه پایدار دست یافت(دنیس کنیلا   ،1382 :38)

صاحب نظر مذکور لازمه ی توسعه پایدار رادریک جامعه ، توانمندی ان جامعه درسطوح مختلف میداندوازمنظرانسان توانمندسازی یعنی دادن اختیار تصمیم گیری به رده های مختلف وواگذاری حل مشکل به افراد ان جامعه (همان:5)

مددکاران اجتماعی در تمامی کشورهای جهان ،بخشی از کارگذاران فرایند توانمندسازی فرد گروه وجامعه وسازمان تلقی میشوند که در سطوح مختلف فردی –بین فردی –جامعه ای وسازمانی بابهره گیری از روشهای مددکاری اجتماعی درایجاد تغییر وتحول درابعاد مختلف زندگی انسانها با همیاری ومشارکت خود مخاطبین تلاش میکنند.به جرئت میتوان اعلام کرد که اساس حرفه مددکاری اجتماعی را توانمند سازی تشکیل میدهد. زمانی که از خود تصمیم گیری مددجو(به مفهوم عام)بحث میشود ،موقعی که خودباوری همراه با خوداتکایی مطرح میشود وهنگامی که مسئولیت پذیری واستمرار حرکت دررسیدن به زندگی بهتر مطرح میشود ، تمامی این انتظارات حرفه ای وارزشمند با فرایند توانمند سازی محقق میشود.

 

 

 

2)    ویژگیها و مختصات مددکاری اجتماعی :

درتبیین ویژگی های فوق میتوان موارد زیر را تبیین کرد:

الف- مددکاری اجتماعی همانندسایر شاخه های مددکاری،یک فعالیت سازمان یافته ودارای نظم است . فعالیت سازمان یافته به تلاشی اطلاق میشود که اولا دارای پشتوانه علمی باشد یعنی برمبانی علمی تکیه داشته باشدوثانیا ازروشهای علمی بهره مند باشد.وهمچنین هدفمند باشد. اصولا هرگونه فعالیت سازمان یافته ومتکی برمبانی علمی وبرخوردارازروشهای علمی ،می بایست درپی تحقق هدف یا اهدافی از پیش تعیین شده باشد و لذا هر نوع فعالیتی درقالب مددکاری جامعه ای درصدد  نیل به اهدافی است که نهایتا این اهداف میتواند اقتصادی اجتماعی رفاهی سیاسی یاهرزمینه دیگری باشدکه نتیجه ی نهایی از این تلاش محسوب میشود . اگردرمددکاری جامعه ای کاربرد جامعه شناسی مردم شناسی روان شناسی اجتماعی علوم سیاسی تحلیلهای جمعیت شناختی ونظایر ان موردتوجه وتاکید قرار میگیرد برای تحقق سازمان یافته وعلمی بودن تلاشهای مورد نظر است.

ب- مددکار اجتماعی درکاربا جامعه ی موردنظر مجموعه امکانات مادی ومعنوی درون جامعه و همچنین بیرون از جامعه رابسیج میکند تانهایتا هدف موردنظرمحقق شود.امکان سنجی از منابع بالفعل وامکان یابی ازمنابع بالقوه چه دردرون جامعه وچه دربخش بیرونی(اعم ازدولتی وغیردولتی )یکی از فعالیتهای مهمی است که مددکاراجتماعی باهمفکری وهمراهی اعضا جامعه انجهم میدهد . لازمه بسیج امکانات اراده جمعی وتلاش مجموعه ای ازاعضای موثر جامعه ی موردنظراست وبرای رسیدن به چنین اراده ای اگاهی وشناخت از ضرورتهای فعالیتهای موردنظر شرط اصلی است وشاید به همین دلیل است که غالبا گفته میشود یکی ازاصلی ترین وظایف مددکاران اجتماعی اگاهی بخشی واطلاع رسانی به جامعه است درسایه چنین اگاهی است که جامعه درراستای بسیج امکانات خودوبیرون از خود حرکت میکند وچنین حرکتی میتواند بسترساز تحولات مهم درجامعه باشد که لازمه توسعه پایداردرهر جامعه ای است.

ج- موضوع مشارکت از مهمترین موضوعهای مربوط به مدکاری اجتماعی جامعه ای است . اساس مددکاری جامعه ای را مشارکت اعضای جامعه تشکیل میدهد. سعی مددکاری اجتماعی براین است که تاحدی که امکان دارد و در عرصه ها و ابعاد مختلف  مشارکت اعضای جامعه را جلب کند وکارجامعه را به دست اعضا ی همان جامعه  انجام دهد مشارکتی که اگاهانه با انگیزه وتوام با میل ورغبت باشد . تقویت احساس مسئولیت اعضای جامعه نسبت به وضعیت وشرایط جامعه  واعتقادبه اینکه می توان دروضع موجود ودرجهت رسیدن به وضع مطلوب اثرگذار بود ،زمینه رابرای مشارکت فراهم میکند.خودباوری واعتمادبه نفس چامعه لازمه مشارکت است ومددکاراجتماعی برای تقویت خودباوری وارتقا اعتمادبه نفس جامعه به ویزه رهبران ومعتمدین ان ازمجموعه توانمندیهای خوددر عرصه مددکاری اجتماعی فردی وگروهی استفاده میکند.

د-چهارمین ویزگی که درمددکاری جامعه ای مطرح میشود "نیازاجتماعی"یا"مشکل اجتماعی"است البته این امربه معنی بی توجهی به مسائل فردی وگروهی نیست ولی هدف اصلی واولویت اول برای مددکار اجتماعی توجه همه جانبه به امور اجتماعی است که میتواند درقالب یک نیاز وخواسته وانتظار ویایک مشکل ومعضل جمعی خودنمایی کند طبیعتا ممکن است نیازها ومشکلات متعدد ومتنوعی در جامعه موردنظرمطرح باشد ولی از نظرحرفه مددکاری اجتماعی مشکل یا نیازی دارای اولویت خواهد بودکه بخش بیشتری از جامعه راشامل شود وشرایط برای ورود به ان نیز مهیا باشد.


 
comment نظرات ()