آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

قومیت ها
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٢
 

اقلیت‌های قومی

در هر جامعه‌ای، اقوام و اقلیت‌های مختلف قومی، از مهم‌ترین خرده‌فرهنگ‌های آن جامعه‌اند. عنوان اقلیت‌های ملی در مورد گروه‌های قومی و فرهنگی خاصی به کار می‌رود که در درون کشوری به سر می‌برند که دولت آن تحت سلطه قوم دیگری است. برخی کشورها که در مرزهای دو حوزه فرهنگی قرارگرفته‌اند دارای اقلیت‌های قومی گوناگون هستند. میزان وفاداری اقلیت‌های ملی به دولت مرکزی به دلایل مختلف، متفاوت است. اقلیت‌ها دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی هستند و بسته به میزان سلطه‌جویی قوم مرکزی به دولت وفادار هستند. به طور کلی تداوم و انسجام اقلیت‌های قومی و فرهنگی نتیجه میزان تفاوت فرهنگی میان آن‌ها و اقوام مسلط، عوامل انسجام درونی (وحدت زبان، قبیله، مذهب و ...) و نیز نحوه برخورد اکثریت با آن‌ها (تساهل یا سرکوب) بوده است. نقش سیاسی اقلیت‌ها در سطح ملی نیز بسته به میزان همبستگی، سازماندهی و رهبری درونی آن‌ها، میزان انزوا یا تماس با اکثریت و نحوه برخورد قوم غالب می‌باشد. وقتی چندین عامل مثلا نژاد، ملیت، زبان و مذهب یکدیگر را تشدید کنند، انسجام و هویت اقلیت قومی تقویت می‌شود. به همین دلایل است که در ایران اقلیت کردهای اهل سنت ساکن در غرب کشور، با آنکه دارای ملیت ایرانی هستند، عواملی چون مذهب و زبان متفاوت کمک کرده است که دارای هویت مستحکم‌تری به نسبت سایر اقوام باشند.[12]

آیین اقوام مختلف ایرانی در شب یلدا

 ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد.
 به دلیل پهناورى ایران و رواج خرده فرهنگ هاى گوناگون در این گستره پهناور، گاهى به آدابى برمى خوریم که فقط ویژه یک منطقه خاص هستند.

  • در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى دادند به امید این که قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زربدهد.دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون
     افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورند. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم کریسمس است و چنین مى نماید که یلداى ایرانى و کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد...
  • سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
  • همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.
  • در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
  • در اردبیل رسم است که مردم چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
  •  در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» مى خورند که گندمى است که در شیره مى خیسانند و زردچوبه و نمک را با آن مخلوط مى کنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى کنند و همراه خلال بادام، گردو، کشمش، سیاه دانه و کنجد مخلوط مى کنند و مى خورند. یکى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شکل بوده که پسران کوچک و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و کیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودکش خانه ها به داخل آویزان مى کرده اند و شعرى محلى مى خواندند با این مضمون که صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و کدخداى خانه ات نمیرد. چیزى بده این پسر کوچک بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتى که براى شب چله تدارک دیده بود داخل کیسه مى گذاشت و گاهى پیش آمده که صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال کوچکش را در کیسه گذاشته و آن پسر کیسه را کشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى شده است.
  • در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمک رواج دارد و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى که با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.
  • در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» مى نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلى هستند که اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى سرایند و ساز مى زنند. قصه هایى که عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه هاى کهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «کوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه هاى مشهور عاشیق هاست.
  • در گیلان «آوکونوس» میوه اى است که حتماً در شب چله مصرف مى شود و روش تهیه آن هم به این شرح است که درفصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن کامل) را درخمره میریزند، خمره را پر از آب مى کنند و کمى نمک هم به آن مى افزایند و در خم را مى بندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق مى گذارند. ازگیل سفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزه
    مى شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه هاى گیلان تا بهار آینده پیدا مى شود و هر وقت هوس کنند ازگیل ترو تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون مى آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب مى خورند.
  • یکی از اعتقادات مردم قدیم تهران که در شب یلدا نمود بیشتری پیدا می کرد اعتقاد به «بخت گشایی» بوده. آنگونه که می گویند کاروبار شغل «پنبه زنی» و افراد پنبه زن در چند روز مانده به این شب کاملا رونق پیدا می کرده. حکایت جالبی که در این باره نقل شده این است که خانواده های دارای
    دختر دم بخت علاوه بر سپردن تشک و متکاهای خود به پنبه زن هدف خاصی را دنبال می کرده اند. آن هدف هم چیزی به جز اعتقاد به رسم بخت گشایی نبوده. نقل است که والدین دختران دم بخت هنگامی که پنبه زن به هر دلیلی دست از کار می کشیده و آنها کمان پنبه زنی را تنها می یافته اند فورا دختر موردنظر را از میان کمان عبور می داده اند و معتقد بوده اند که بخت دختر همانند زه کمان به زودی گشوده خواهد شد. چون طبعا زه کمان به محض ورود دختر از آن پاره می شده است. طبیعی است که پاره شدن چله کمان آن هم در شبی چون شب «چله» که کاروبار سکه است برای پنبه زن ها به عنوان یک مصیبت قلمداد می شده و آنان معمولا سعی می کرده اند که چهارچشمی مواظب کمان خود در خانواده های دارای دختر دم بخت باشند یا پیشنهاد کار از سوی آنان را نپذیرند.
  • یکی از سرگرمی های مردم تهران در دوران قدیم حضور در قهوه خانه ها و گوش سپردن به اوراد نقالان و تماشای تردستی وشعبده بازی بوده. کسانی دیگر هم گاه به گاه به خانه همدیگر می رفته اند و تا پاسی از شب گل گفته و گل می شنیده اند.اما این حکایات در شب یلدا دامنه گسترده تری پیدا
    می کرد و مثلا قهوه خانه های پر از مشتری تا صبح باز بوده و قل قل قلیان و سماور این شب نشینی را با شکوه تر می کرده.
  • در شب یلدا اکثر مردم تهران قدیم ترجیح می داده اند که شام را در یکی از همین قهوه خانه ها صرف کنند و بعد برای همدیگر قصه بگویند و یا همگی به مراسم شاهنامه خوانی یک نقال گوش بدهند.مجالس مشاعره و معماگویی در این شب به اوج خود می رسیده و شرط بندی های مختلف برای سپری کردن طولانی ترین شب سال رواج خوبی داشته است. یکی دیگر از کارهای جالب مردم تهران حضور دسته جمعی مردان در حمام های عمومی بود.
  • استحمام دسته جمعی در هوای سرد با آب گرم گروهی از تهران نشینان را به ضیافت شب یلدا می برده و کیسه کشی و مشت و مال انگار تمام خستگی یک سال کاری را از تن قشر زحمتکش بیرون
    می کرده. ظاهرا در محیط حمام هم یک یا چند نفر به نوبت مسوولیت سرگرم کردن دیگران را به عهده می گرفته اند و با نقل لطیفه های گوناگون به سپری کردن اوقات خوش کمک می کرده اند.
  • روحانیان تهران قدیم در شب یلدا مسوولیت سنگینی را بر عهده داشتند. آنان با فرارسیدن سپیده صبح و شنیدن صدای اذان به پشت بام ها می رفتند وبا دعوت مردم به تقوی تا طلوع آفتاب به خواندن اشعار مذهبی و ادعیه می پرداختند و دعا می کردند.  در آن زمان روی بام اکثر خانه ها چارطاقی مخصوص شب خوان ها وجود داشته که مخصوص مراسم های گوناگون بوده است. یکی دیگر از زیبایی های صبح شب یلدا آب و جاروی جلوی خانه ها توسط تهرانی های قدیم است. تهرانی های قدیم معتقد بوده اند که هر کس چهل صبح بعد از شب یلدا جلوی خانه خود را آب و جارو کند سعادت رسیدن به خدمت حضرت خضر را خواهد یافت و هر حاجتی داشته باشد به آن خواهد رسید.
  • در کردستان نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند.
  • یکی دیگر از مراسم های مخصوص شب یلدا همان گونه که گفته شد بیدار ماندن تا صبح بوده و کسانی که موفق به این کار می شده اند صبح روز بعد با انرژی تمام صبحانه مفصلی نوش جان
    می کرده اند. صبحانه ای که در صبح روز بعد یلدا در خانه ها رواج پیدا می کرده شامل چای، چای دارچین، شیر چای، کله پاچه، عدس پخته، حلیم، آب لبو و لبو بوده که این نوع غذایی تا آخر زمستان در اکثر جاها ادامه پیدا می کرده و هم اکنون نیز اکثر قهوه خانه ها و رستوران ها امروزی از آن پیروی می کنند.
  • از نظر طب سنتی ایران در شب یلدا باید غذاهای گرم خورده شود. میوه مخصوص این شب کدو تنبل می‌باشدکه دارای طبیعت گرم می‌باشد. میوه هندوانه مخصوص چله تابستان می‌باشد نه زمستان چون طبیعت هندوانه سرد است و در فصل گرم باید خورده شود. هم چنین کدو تنبل در تقویت قوای مغز نیز بسیار مؤثر می‌باشد.

از این گونه آیین های خاص در برگزاری یلدا فراوان می توان شمرد، ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند. 

  • جمشید کیومرثی مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید:نزد ایرانیان زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا شب نخست چله بزرگ است. بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند: فدیه سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
  • آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. آلبرت کوچویی رییس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید:� ما معتقدیم یلدا سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا آشوری ها بعد از مسیحیت یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.  وی در ادامه می افزاید: آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
  • نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود.
  • این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

 
comment نظرات ()