آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

اجتماع درمان مدارtc
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۱
 

v   چکیده :

اعتیاد یکی از پدیده های مهم اجتماعی است که به لحاظ پیچیدگی عوامل بوجود آورنده ی زیستی ، روانی و اجتماعی به عنوان یکی از آسیبهای چند وجهی معرفی شده است و بنابراین در روشهای درمانی به کار گرفته شده نیز ، به دلیل عدم توجه همه جانبه به عوامل بوجود آورنده ، گاهاً روشهائی متمایل به هر یک از ابعاد فوق ، طراحی و به کار گرفته شده است .

آنچه که مشخص است ، گرایش درمانگران بر مقدم دانستن درمان های فیزیکی و پزشکی است که نتایج آن درمان ها ، چیزی جز عود مجدد [1]نبوده است .

این موضوع سبب شده است تا تفکراتی مبنی بر همه جانبه تر کردن درمان و بخصوص ارجحیت
درمان های غیر داروئی ، نظیر روانی و اجتماعی غالب شود و لذا به تبع آن روش های درمانی غیر داروئی تنوع پیدا نمود .

اجتماع درمان مدار یا TC[2] ، یکی از روش های درمانی فوق الذکر است که در ساخت و طراحی آن تلاش شده است همه ی ابعاد اعتیاد مد نظر قرار گرفته و تغییرات بنیادین روانی و اجتماعی را حادث کند که در نهایت تغییرات مطلوب در سبک و روش زندگی را به ارمغان آورد .

این مقاله با هدف آشنائی با ساختار و چهارچوب این طرح ، به رشته ی تحریر درآمده و به علاقه مندان ، مشاورین ، درمانگران و ... تقدیم می گردد .



[1] - relapes

[2] -the therapeutic community


v   مقدمه :

اجتماع درمان مدار( TC) ، یکی از روش های درمان های غیر داروئی اعتیاد می باشد که در آن به
همه ی مقوله های ایجاد کننده ی بیماری از جنبه های زیستی
روانی و اجتماعی ، به صورت همزمان و با اولویت ابعاد روانی و اجتماعی ، می پردازد .

این طرح که پس از کشورهای توسعه یافته ، در چند سال اخیر در کشور و در سطح مراکز
 استان ها ، توسط سازمان بهزیستی کشور ، اجرا شده است ، با نگرشی متفاوت از مراکز باز پروری سابق و کلینیک های ترک اعتیاد و سایر روش های درمانی و پزشکی ، بر دیدگاه روشنی مشتمل
 بر 4 مفهوم :

·        اختلال مصرف مواد (sub stance abuse disorder )

·        شخص معتاد ( adict )

·        بهبودی (recovery )

·        زندگی سالم و درست (safe life) بنا نهاده شده است .

مدل TCنیازمند محیط فیزیکی مناسب ، سازمان اجتماعی خاص ، کار ، سرپرستان [1] و همتاها ، روابط و مراحل برنامه و مجموعه روش هایی شامل تشویق ها و تنبیه ها ، امنیت ، جلسات اجتماع [2] ، گروههای اجتماع [3] و گروههای مواجهه است که ضمن حفظ کلیت اجتماع ، فرایند تغییر در رفتارها ، شناخت ها ، عواطف ، تجربیات ، مشارکت و هویت فرد را به دنبال دارد ( دی لئون . ترجمه ی ابراهیمی ، 1381 )

v   دیدگاه های اجتماع درمان مدار

از دیدگاه TC، سوء مصرف مواد ، اختلال پیچیده ای در کلیت فرد است که الگوهای رفتاری و فکری خود تهدید کننده و خود مخرب ، آشفتگی در سبک زندگی [4] و عملکرد فرد را آشکار می سازد .

با وجودی که اثرات ژنتیکی ، فیزیولوژیکی و شیمیایی مواد شناخته  شده است ، اما از این دیدگاه ،
خود فرد باید مسئولیت اولیه ی اختلال و بهبودیش را بپذیرد و لذا اعتیاد یک علامت است ، نه جوهر و اصل اختلال .

به عبارت دیگر ، اختلال استعمال مواد از مصرف کنندگان مواد ، جدا نیست و آشفتگی ها و
کنش های نامناسب افرادی که وارد درمان می شوند ، نمایان گر اختلال اساسی تری در کل شخصیت آنهاست .

علیرغم گوناگونی آنها در زمینه های اجتماعی ، جمعیت شناختی و مواد مورد علاقه ی آنها ، می توان این اختلال را در 4 حوزه ی اصلی :

زندگی در بحران ، ناتوانی در حفظ پاکی ، اختلال در عملکرد فردی و اجتماعی و نهایتاً سبک زندگی ضد اجتماعی [5] خلاصه کرد . (دی لئون . ترجمه ی ابراهیمی ، 1381 )

1-     دیدگاه اجتماع درمان مدار درباره ی فرد معتاد :

از این نگرش ، هسته ی اختلال اعتیاد ، فرد است که به عنوان یک موجود اجتماعی و روان شناختی به آن نگریسته می شود . اینکه افراد چگونه رفتار می کنند ، هیجاناتشان را کنترل می کنند ، با دیگران تعامل و ارتباط برقرار می کنند و اینکه چگونه خودشان و دنیا را درک و تجربه می کنند و ... .

مصرف کنندگان مواد ، اگر چه از نظر ویزگی های شناختی ، رفتاری ، عاطفی ، اجتماعی ، بین فردی و ... که از منابع زیستی روانی و اجتماعی ، ناشی می شوند ، متفاوت هستند ، ولی غالب آنها ویزگی های گوناگون شناختی را همراه با مشکلات سوء مصرف و سبک زندگی نشان می دهند . این ویژگی ها به صورت عمده عبارتند از :

فقدان آگاهی ، مشکل در تصمیم گیری و حل مسئله ، قضاوت پایین ، فقدان مهارت های حل مسئله و مهارت های اجتماعی ، فقدان مهارت های آموزشی ، شغلی ، اجتماعی و بین فردی و بعضاً ناتوانی در یادگیری . ( کلینکه . ترجمه ی محمد خانی ، 1382 . )

2-    دیدگاه TCبه بهبودی و زندگی سالم

دیدگاه موجود شامل فرضیات ، عقاید و مفاهیم مشترکی است که تشکیل دهنده ی ایدئولوژی یا دیدگاه اجتماع درمان مدار به زندگی اجتماعی و شخص سالم را تشکیل می دهد . این آموزه ها ، اصطلاحاٌ زندگی سالم و درست نامیده می شود .

خرمندی و هوشیاری در زندگی به عنوان یک پیش نیاز برای یک زندگی معقولانه می باشد و درست زندگی کردن ، نیاز به هوشیاری دارد. این مفهوم به معنای ثابت ماندن در خصوص اصول پذیرش شده ی اجتماع ، شرکت مداوم در برنامه ی روزانه ، گروهها ، جلسات ، کار و وظایف آموزشی است و رعایت باید ها و نبایدها جهت ایجاد یک محیط آرام با رعایت اصول بهداشتی برای اجتماع و خود ، ضروری است .

برای اینکه ارزشهای اجتماعی پذیرفته شوند ، باید نوع و شدت همه ی رفتارها ، احترام ، توافق ها ، و ...  طبق یک اصول مشخص باشد و پذیرفتن این ها ، اموری مثل درستکاری ، اعتماد ، احساس مسئولیت ، وجدان کار و ... در اجتماع را شامل می شود که سبک زندگی و خصوصیات تغییر یافته را مشخص می کند .

آموزه های زندگی درست با نگرش TCبه فرد و بهبودی مربوط است . ثبات و تداوم زندگی درست در TC، دقیقاً با زندگی مختل شده ی معتادان در تضاد است ، بویژه ، زندگی سالم ، شواهد و تجربیات روز مره ای از خود کنترلی فراهم می آورد ، یعنی برای کسانی که معمولاً فاقد کنترل بوده اند ، این ارزش های زندگی درست ، برای بهبودی ضروری است . سوء مصرف کنندگان مواد یا فاقد ظرفیت برای زندگی منظم
بوده اند و یا اینکه هرگز یک سبک زندگی منظم را تجربه نکرده اند . منابع زندگی درست متغیر است و چندین نوع آن به طور غیر مستقیم و مستقیم ، قابل دسترسی است که به منابعی چون نوشته های
 اخلاقی ، مذهبی و کتب آسمانی و ... مربوط می شود . این اصول و عقاید به صورت رسمی و غیر رسمی در برنامه ها ، سمینارها ، نوشته های روی دیوارها ، متون و ... ، تکرار می شوند .

ارزش های اساسی زندگی سالم ، در واقع ، زندگی را هدایت می کنند و در مورد همه ی موقعیت ها و افراد ، به کار می روند که عمدتاٌ شامل حقیقت و صداقت ، اصول اخلاقی کار ، ضرورت کسب پاداش ، ارزش یادگیری ، خودکفایی اقتصادی ، توجه مسئولانه به خود و دیگران ، مشارکت اجتماعی و شهروند خوب بودن است . تنوع آموزه های زندگی درست دائماً در برنامه های مختلف در حال تجدید شدن است ، ضوابط اخلاقی محورهای بهبودی و ارزش های فردی و اجتماعی ، محتوای بیشتر ارتباطات را در نشریات روزانه به خود اختصاص می دهد . در سمینارها ، ملاقات ها و کلاس های آموزشی رسمی و تبادلات غیر رسمی و معمولی ، کلمات ، مفاهیم و ایده های زندگی صحیح و فرایند بهبودی معنا می دهد و برای روش های TCپایه ای منطقی فراهم می نماید .


v   رویکرد اجتماعی TC

در این رویکرد ، اجتماع به عنوان رویکردی درمانی ، با همه ی آموزه ها و عناصر فرهنگی اش معرفی شده است ، این عناصر شامل 4 جزء :

بافت اجتماعی ، انتظارات اجتماع ،  ارزیابی ها و پاسخ های اجتماعی  می باشند . (دی لئون . ترجمه ی ابراهیمی ، 1381 .)

ارزیابی ها و پاسخ های اجتماع بر حسب انتظارات اجتماع برای عملکرد ، مسئولیت پذیری ، خود ارزیابی و خود مختاری د رهر مرحله ی درمان است . در مراحل اولیه برنامه ، مقیم در معرض منابع اجتماع ، افراد و فعالیت ها قرار می گیرد تا یاد بگیرد چگونه از این ها برای تغییر خود استفاده کند . در مراحل بعدی ، فعالیت ها و عناصر اجتماع ممکن است به صورت راهکارهایی برای آزمایش و چالش فرد در هر زمینه از انتظارات اجتماع باشد . همچنین پاسخ های اجتماع ، نمایانگر انتظارات و ارزیابی هایش در طول درمان است و بنابر این ، رفتارهایی که ممکن است در مراحل اولیه ی برنامه ، قابل توجه باشند ، شاید در مراحل بعد ، پذیرفته نشوند و پاسخ های منفی اجتماع را به دنبال داشته باشد . این پاسخ ها ، طراحی می شوند تا تغییر خود را افزایش دهند و در حقیقت اعضاء رشد فردی خود را وقتی نشان می دهند که پاسخ های مثبت یا منفی اجتماع را به صورت فرصت های یادگیری برای افزایش تغییرات خود ، به کار بگیرند .

عنصر جوهری رویکرد TC، اجتماع است . اجتماع هم متن و هم روش تغییر را ایجاد می کند . این عنصر اجتماع است که TCرا از سایر رویکرد های بازتوانی معتادان و اختلالات مربوط به آن متمایز می کند و این استفاده از اجتماع به عنوان روش است که TCرا از دیگر شکل های اجتماع ، جدا می کند .

با نگاه به TCاز دریچه ی وازه ی انسان شناسی فرهنگی ، مشخص می شود که اجتماع درمان مدار ، شبیه سایر اجتماعات است . TC، یک هدف کلی ، یک ساختار سازمانی ، قوانین رسمی ، هنجارهای مشترک غیر رسمی ، ارزشهای فرهنگی و باورهای خاص دارد . همانند سایر اجتماعات ، موفقیت TCبه پیوند جویی ، سرمایه گذاری و وظیفه شناسی شرکت کنندگان در قبال ادامه ی فرایند ، بستگی دارد . با این حال ، TCبه طور عمیق بر اساس منطق و اهدافش ، با سایر اجتماعات تفاوت دارد . هدف ویژه ی TC، درمان اختلالات فرد است ، اما هدف عمده تر آن ، تغییر سبک زندگی و هویت فردی است و برای رسیدن به این هدف ، TCاز اجتماع ، به عنوان روش استفاده می کند تا به افراد در جهت تغییر خودشان کمک کند . ساختار TC(سازمان اجتماعی ) ، اعضا(کارمندان و مقیمان ) و برنامه ی فعالیت های روزانه ی آن ( گروه ها ، جلسات ، کار و تفریح ) ، برای تسهیل درمان ، یادگیری و تغییر فردی طراحی شده است .

v   عناصر درمانی و آموزش

کار ، یکی از مهم ترین بخش های مدل درمانی TCاست ، در واقع نشانه ی مهم محیط اجتماعی TC، شور و شوق و ذوق در فعالیت های کاری است . مقیمان آگاهانه و هوشیار ، به گروه هایی می روند که باید کار انجام دهند و بدین سبب نگرش مثبت و خلق خوبی را نشان می دهند و به فعالیت های مسئولانه و کمک کردن می پردازند . کار در TC، یک فعالیت اساسی واسطه ای جهت اجتماعی شدن ، بهبودی خودیارانه و زندگی صحیح است . (تودر، کیت . ترجمه ی خواجوی و دیگران ، 1382 . )

v     سرپرست ها و همتاها در TC

TCهای معاصر ، سازمان های پیچیده ای هستند که شامل بسیاری از مشاغل و عملکرد های مختلف
است . بنابراین این کارمندان
TC
، ترکیبی از متخصصان سنتی و غیر سنتی است که در مجموعه ای متنوع از موقعیت های بالینی ، مدیریتی ، اجرایی و خدمات حمایتی مشغول به کار هستند . با این حال ،
برنامه ی درمانی
TC، کاهش تعداد مشاغل را سرلوحه ی کار خود قرار داده و راهبری بالینی سرپرست را به عنوان هسته ی درمان ، مد نظر قرار می دهد . همچنین همتاها ، عامل اولیه ی تغییر هستند ، مقیمان در نقش های مختلف اجتماعی و روابط بین فردی ، واسطه های اجتماعی شدن و فرایند درمان هستند . همتاها ، عضویت اصلی اجتماع را شکل می دهند و سلسله مراتب همتاها ، عامل اصلی سازمان اجتماعی TCاست . در واقع همه ی مقیمان در کشمکش برای تغییر زندگی خود ، همتا و برابر هستند . روابط میان همه ی همتاها طراحی شده است تا هنجارها و ارزش های خلاصه شده در دیدگاه TC، زندگی درست را تقویت کند . یادگیری زندگی موفق در برنامه ، یادگیری چگونه موثر زندگی کردن در دنیای خارج از برنامه است . بنابراین ، مجموعه ای خاص از هنجارها ، ارزش ها و باورهای زندگی در ؤ و دنیای خارج ، آموخته
می شوند تا در جریان عادی زندگی ، مورد استفاده قرار گیرند . ( نیک پرور . 1383 )

v     مراحل برنامه

در اجتماع درمان مدار ، مراحل برنامه ، بسترهای خاص تغییرات مورد انتظار را نشان می دهند . وضعیت فرد را می توان بر حسب نیمرخ های خاص در نقاط مختلف برنامه ، توصیف کرد . مقیمانی که در یک اجتماع برابر زندگی می کنند ، روی مراحل برنامه نیز کار می کنند . مراحل برنامه ، به طور مستقیم فرایند تغییر را آشکار نمی سازند ، بلکه آنها فرایند را بر حسب حرکت فرد در ساختار سازمان یافته و
فعالیت های طراحی شده ی برنامه ، نشان می دهند . بنابراین مراحل برنامه ، نشانه ی عبور فرد در فرایند یادگیری است .

بیماران وابسته به مواد ، در ایجاد و حفظ تعهدات ، کامل کردن تکالیف ، تعریف و دنبال کردن اهداف فردی و اجتماعی مشکل دارند . برای مقیمان تازه وارد ، تغییرات سبک زندگی و هویت ، اهداف انتزاعی ، و ... دور و غیر قابل دسترس هستند . بنابراین آن ها تلاش می کنند ، تا در طی ساعت ها و روزها بدون لغزش ، در کارهای ساده به هدف برسند . مراحل برنامه ، نقاط عینی و ملموس اکتساب هدف بر مبنای انتظارات آشکار اجتماع است . نقاط پایانی هر مرحله بر حسب رفتارها و نگرش های مورد انتظار مشخص می شود . نایل شدن به هدف در هر مرحله به خودی خود ، برای تغییر مقیم [6] ، یک تقویت اجتماعی آشکار است .

قالب مرحله ، اهداف بلند مدت تغییر را که قابل تعریف شدن ، درک شدن و پیگیری هستند را در اهداف کوتاه مدت ، مجدداً شکل می دهد . مراحل با فراهم کردن قالبی از یادگیری گام به گام به سوی اهداف ملموس و قابل دسترس ، مشکلات مهم مقیم را در به تاخیر انداختن ارضاء و کامل کردن تکالیف آشکار می سازند . دوره های متوالی خواسته ها و انتظارات ، تلاش ها و دستاوردهای مربوط به مراحل با آن
دسته از نوسانات انگیزشی مقابله می کنند که در اقامت بلند مدت در یک محیط با لنسبه بدون تغییر وجود دارد .

در TCهای اقامتی و دراز مدت ، برنامه ، سه مرحله اصلی دارد :

1- مرحله آشنایی ، استقرار یا جهت یابی [7]

2- مرحله درمان

3- مرحله ورود مجدد یا ترخیص تدریجی

1- جهت یابی

بسته به تناسب طول دوره ی TC، 30-21  روز اول ورود به مرکز را مرحله استقرار می گویند . هدف اصلی این مرحله ، جذب سریع فرد در اجتماع است . اهمیت جذب سریع به واسطه ی وجود احساسات دوگانه و متضاد بیمار در اقامت طولانی مدت و احتمال ترک برنامه است .

در این مرحله تقویت پیوند جویی و تغییرات فیزیکی و غیر بالینی و آشنایی با اصول اساسی اجتماع درمان مدار ، مشارکت در برنامه و .... بیشتر ملاک توجه قرار می گیرد  و ضمن رعایت تعادل در برنامه ها ، نقش های حمایتی حتی در مشاوره های فردی نیز به لحاظ کاهش اضطراب و ایجاد نگرش مثبت به باقی ماندن در درمان ، افزایش می یابد .

انتظار می رود مقیم در مرحله ی جهت یابی بتواند رویه ها و خط مشی های TC، فلسفه ی برنامه و طرح کلی آن را یاد بگیرد ، روابط مطمئنی با سایر مقیمان و بخصوص سرپرست ها برقرار کند ، به ارزیابی شرایط و نیازهای خود بپردازد ، شروع به فهم ماهیت اختلال اعتیاد و خواسته های بهبودی کند ، به بهبودی تعهد آزمایشی داده و برای استمرار برنامه ، تعهد پایداری دهد .

2- مرحله ی درمان

هدف اصلی مرحله درمان ، شناخت اهداف اجتماعی و روانشناختی وسیع TCاست که اجتماعی شدن ، رشد فردی و آگاهی رواشناختی از طریق همه ی فعالیت ها و منابع درمانی و اجتماعی ، دنبال می شوند . مرحله درمان شامل سه فاز [8] است که با وضعیت مقیمان و زمان ماندن در برنامه ، بستگی دارد . در این مراحل افزایش مشارکت کامل در همه ی فعالیت ها و نقش ها و فعالیت های گروهی و مشاوره های فردی بیشتر می شود و به تدریج با پیچیده تر شدن وظایف شغلی ، امتیازها ، پاداش ها ، محتوای آموزشی و ... مفاهیم متنوع بهبودی و زندگی درست توسعه می یابد ، مداخلات بالینی متناسب طراحی و فرد را برای ورود مجدد به اجتماع اماده می کند .

3- مرحله ورود مجدد

اهداف اولیه ی این مرحله ، آسان کردن جدایی فرد از محیط اقامتی و انتقال موفق او به جامعه ی اصلی است . این اهداف در دو فاز جدا از هم به صورت اقامتی مستمر و غیر اقامتی دنبال می شود . در فاز اول اقامتی ، هدف آماده کردن فرد برای جدا شدن سالم از اجتماع اقامتی است . در فاز بعدی ورود مجدد ، هدف کامل کردن انتقال موفقیت آمیز از محیط اقامتی به جامعه و آسان سازی انطباق با دنیای خارج است . فرق اساسی مرحله ی ورود مجدد و درمان اولیه این است که از مقیم کمتر محافظت می شود تا بتواند اهداف اجتماعی و روانشناختی خود را در دنیای بیرون از برنامه ، تحقق بخشد . برای این منظور ، آنچه را که فرد در TCآموخته است ، با تمرین و ممارست عملی می نماید تا بتواند با خواسته های فراوان دنیای واقعی ، بهتر روبرو گردد . در این راستا مهارت های اجتماعی و روانشناختی مورد نیاز برای سازش با جهان واقعی ، مهارت های خود راهبری و استقلال و ... نقش اساسی تری دارند . همچنین در مواجهه با چالش های دنیای بیرون ، مقیمان اجازه دارند ضمن حضور ، از محیط حمایت شده ی TCاستفاده کنند .

در فاز دوم ورود مجدد یا ترخیص ، سازگاری یا انطباق با زندگی اجتماعی شامل یادگیری شناخت و آگاهی از مشکلات همراه با کار و روابط اجتماعی ، توسعه و رشد یک شبکه ی روابط اجتماعی خوب و راهبری و استفاده از اوقات فراغت و تفریحات است . تقویت و مهارت های زندگی روزانه شامل آموزش ، کارورزی و یا مهارت یافتن در موضوعاتی نظیر دخل و خرج (بودجه بندی ) ، مهارت های فرزند پروری و بهداشت روانی است . حفظ هوشیاری وخرمندی در خارج از TC، شامل آموزش و مهارت آموزی در زمینه ی سازش با اجتماع و مقابله با شرایط و بر انگیزاننده های مصرف مواد و الکل است . حضور در جلسات آموزشی و جلسات معتادان یا الکلی های گمنام و همه ی فضاهای حمایتی و به دنبال آن حضور در اجتماع TCو تطبیق شرایط خود با واقعیت جامعه ، برای حفظ و ارتقای تغییرات سبک زندگی ، شدیداً تشویق می گردد .

v   پایان برنامه

به دلیل طولانی مدت بودن زمان درمان و دشواری های فراوان در حصول تغییرات مثبت سبک زندگی ، لذا همه ی مقیمان موفق به گذراندن دوره ی درمان نشده و از درمان انصراف داده و یا به دلیل ارتکاب اعمال مغایر با قوانین  TC، مجبور به ترک برنامه می شوند . به علاوه ، تعدادی دیگر از کسانی که از برنامه ترخیص شده و در فرایند زندگی با چالش های مواد و زندگی در دنیای بیرون قادر به حفظ تغییرات خود نبوده اند ، مجدداً تقاضای اقامت در TCرا خواهند داشت .

در مقابل ، مقیمانی که دوره را با موفقیت سپری کرده اند ، تغییرات مثبتی را نشان می دهند ، از عملکرد اجتماعی بهتری برخوردارند و تمایل دارند روی مشکلات خود مرتب کار کنند و با گروه های خودیار ارتباط داشته و رابطه ی خود را با TCبه عنوان عضوی غیر رسمی ادامه می دهند که این تداوم ، موفقیت آن ها را بیشتر می نماید .

v   روش های اجتماع درمان مدار

در TC ، همه ی فعالیت ها و تعاملات اجتماعی ، باعث تسهیل بهبودی و زندگی درست می شود . با این حال ، فعالیت های ساخت دار برنامه ی روزانه ، به صورت روش در نظر گرفته می شود که به شیوه های خاص برای تاثیر ، هم روی فرد و هم کل اجتماع ، طراحی شده است .

این روش ها را می توان برای انطباق با اهداف اولیه ، به صورت زیر سازمان دهی کرد :

راهبری بالینی و اجتماعی ، تشدید اجتماعی شدن و تغییر درمانی آموزشی

v   مدل فیزیکی و اجتماعی TC

مدل درمان اجتماع درمان مدار ، در واقع محیط اجتماعی و روانشناختی آن است . هر جزء این محیط ، درکی از دیدگاه TCرا نشان می دهد و هر کدام از این اجزاء برای انتقال آموزه های اجتماعی و تشویق پیوند جویی و تغییر خود مورد استفاده قرار می گیرد . TC، هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ برنامه ، طراحی شده است تا تجربه ی مقیمان از اجتماع را در دوران اقامت ، تقویت کند . این تجربه از اجتماع است با همه ی ویژگی های امنیت ، ثبات ، پیش بینی پذیرش و ... که به تدریج ، تازه و اردان را قادر
 می کند تا هویت قدیمی و روابط خود را با فرهنگ قدیمی مواد ، کاهش دهند و آن ها را با پیوندهای جدید با افراد ، ارزش ها و سبک زندگی
TC، جایگزین کنند .

درهنگام ورود به TC ، هیچکس احساس حبس شدن در یک موسسه ، کلینیک ، بیمارستان یا حتی
برنامه ی درمانی ندارد و به جای آن عناصر یک خانه ، مدرسه ، شرکت و مجموعه ای متنوع از فعالیت های خانه داری ، آموزشی ، شغلی و اجتماعی در حال پیشرفت را می بیند . از دیدگاه انسان شناسی ،  محیط اجتماعی
TC ، بیشتر به یک روستای زنده و فعال شبیه است تا یک موسسه یا شرکت خدماتی .

از دیدگاه اجتماعی و روانشناختی ، می توان TC را از سایر موقعیت های آموزشی یا درمانی که محیط اجتماعی آنها ، مدل درمانی است ، جدا کرد . عناصر عمده ی این مدل ، سازمان اجتماعی و روابط اجتماعی است که تنها برای یک هدف یعنی باز گردانیدن مجدد فرد به جامعه ، به کار گرفته می شود .

خود معتادان در حال بهبودی ، سازمان اجتماعی TC را رشد می دهند . نقش شرکت کننده رشد دهنده نسل اول TC به صورت انجام تکلیف ، وظایف و مسئولیت های خانه تعریف می شود . نخستین نمونه ی یک سازمان اجتماعی ، با سلسله مراتب کار ، سیستم ها و روش های آشکار ، استقلال مطلق در
تصمیم گیری و برنامه ی روزانه کاملاً با ساختار ظاهر شده است . بنابر این ، مدل
TC بطور مستقیم آنچه را که معتادان در مورد شخصیت خود ، ناپیوند جویی اجتماعی ، هدف خود را بهبودی و تغییر سبک زندگی فهمیده اند ، آشکار می کند .

سازمان اجتماعی مدل TC را می توان بر حسب 4 عنصر عمده توصیف کرد :

ساختار برنامه ، سیستم ها ، ارتباطات و فعالیت های منظم برنامه ی روزانه ، این ها همانند عناصر موجود در سایر سازمان های رسمی است . با این حال در TC در عنصر یک تسهیل اجتماعی شدن و رشد روان شناختی اعضاء به کار گرفته می شود .

فعالیتهای راهبری اجتماعی و بالینی شامل تشویق ها و امتیازها ، تنبیه ها، امنیت و خانه پایی [9] است .

این فعالیت ها ، امنیت فیزیکی و روان شناختی محیط را تضمین کرده و باعث زندگی منظم و خلاق
 می شود . فعالیت های تشدید اجتماعی شدن شامل چند جلسه گسترده و عمده است . جلسه ی صبحگاهی ، جلسه ی خانگی و جلسه ی عمومی ( در صورت نیاز [10] ) . این جلسات درک مثبت افراد از اجتماع را تقویت می کنند ، بنابراین قابلیت آموزشی و درمانی دارند . فعالیت های درمانی آموزشی ، شامل گروه های مواجهه ، وارسی [11] ، ماراتن [12] و گروههای آموزشی است . شکل های گوناگون فرایند گروه ، به ویژه بر تغییر ویژگی های اجتماعی و روان شناختی فرد تاکید دارند مثل آموزش شغل ، ارتباط و مهارت های بین فردی . گروههای اضافی دیگری نیز در برنامه گنجانده شده است . این گروهها شامل پیشگیری از عود ، آموزش مهارت های زندگی و شغلی ، گروههای آموزشی اجتماعی و سلامت است . _رادفر . 1382) با وجودی که این گروهها مختص مدل TC نیستند ، اما اثرات درمانی و آموزشی روش های TC را تقویت و حفظ می کنند .

v   تغییر فرد ( رفتارها ، شناخت ها و عواطف )

در دیدگاه TC ، تغییر کل فرد از تعامل مداوم میان فرد و اجتماع ، ناشی می شود . غلبه بر پیچیدگی کل وجود فرد ، مستلزم یک توصیف چند بعدی از همان فرد در طول زمان است . ویژگی های اجتماعی و روانشناختی فرد را می توان در ابعاد و حیطه های به هم پیوسته از رفتارها و نگرش ها ، سازماندهی کرد تا تصویر پویائی از تغییر فرد ، ترسیم کرد .

چهار بعد عمده ی تغییر ، نمایانگر دیدگاه عینی اجتماع از تغییر فرد است . ابعاد عضو اجتماع و اجتماعی شدن به رشد اجتماعی فرد ، به ویژه به عنوان عضوی از اجتماع TC و به طور کل به عنوان مشارکت کننده در یک اجتماع بزرگ تر ، اشاره دارد . ابعاد رشدی و روانشناختی ، به تکامل فرد به عنوان یک فرد بی همتا ، بر حسب رشد فردی ، شخصیت و عملکرد روانشناختی اشاره دارد . در فرایند تغییر ، این ابعاد به هم پیوسته اند و با هم همپوشی دارند و برخی شاخص های رفتاری به طور کلی عام هستند . ( دی لئون ، ترجمه ابراهیمی . 1381 )


v   مشارکت در فرآیند تغییر

در TC ، مشارکت در برنامه و میزان درگیر شدن در اجتماع با توجه به عناصر پویای فرایند تغییر ، مد نظر قرار گرفته است . سه سطح درگیر شدن ، تعهد ، غوطه وری و پیدایش ، فرایند تغییر را با توجه به مراحل برنامه که افراد طی می کنند ، توصیف می کند . انتظارات اجتماع برای مشارکت در هر مرحله ، بستگی به سطح درگیر شدن فرد در اجتماع دارد و این امر مشارکت بیشتر و تغییر چند بعدی را تقویت می کند .

v   بحث و نتیجه گیری

مطالعات و تجربیات موجود نشان می دهد که TC به عنوان یک رویکرد بی نظیر اجتماعی و
روان – شناختی برای تغییر افراد است . در این رویکرد ، تعامل مداوم میان فرد و اجتماع ، به عنوان فرایند درمان تلقی می شود . امان با این حال ، وضعیت روانی – اجتماعی
TC، ماهیت کل گرانه ی اختلال ، پیچیدگی فرد و ویژگی های پویای بهبودی را توصیف می کند .

در همه ی رویکردهای درمان اعتیاد ، فرآیند درمان به نحو گسترده ای بر حسب سه جزء عمده ، مفهوم پردازی می شود :

اجزاء درمان که شامل مداخلات یا خدمات ارائه شده جهت تغییر هستند ، روش هایی که باعث تغییر
می شوند و مکانیزم ها یا اصولی که تغییرات فردی را با اجزاء درمان پیوند می دهند .

1- مداخلات جداگانه شامل ساختار برنامه ، افراد ، برنامه ی فعالیت های روزانه و تعامل اجتماعی در TC است بنابراین اجتماع ، بافت و انتظاراتش برای مشارکت در این مداخلات ، روشی برای تسهیل تغییرفردی است .

2- تغییر فردی چند بعدی که بر حسب حیطه های اجتماعی و روانشناختی ، عینی و ادراکات و تجربیات ذهنی توصیف می شود ، تغییری که صورت می گیرد ، نوعی یادگیری رشدی است که از طریق مشارکت در برنامه و درگیر شدن در اجتماع ، اتفاق می افتد . بنابراین فرایند یادگیری در درون و در میان افراد متغیر است . ( کلینکه . ترجمه ی محمد خانی ، 1382 )

3- اصول یادگیری اجتماعی و رفتاری و مکانیزم های ذهنی مثل تجربیات و ادراکات انتقادی و درونی سازی ، جزء لاینفک فرآیند درمان هستند که تغییر چند بعدی را با مداخلات چند گانه در اجتماع ، پیوند می دهد .

بنابراین ، این رویکرد با ویژگیها و ساختاری که به آن اشاره گردید ، می توان در حال حاضر به عنوان یکی از بهترین مدل های درمان روانی – اجتماعی اعتیاد ، با هدف تغییر فرد و تغییر سبک زندگی اجتماعی مورد توجه و استفاده قرار گیرد .

v   منابع

-          دی لئون ، (1381). اجتماع درمان مدار . ترجمه ی علی اکبر ابراهیمی ، چاپ اول ، اصفهان:انتشارات کنکاش .

-          کلینکه ، کریس.(1382) . مهارت های زندگی . ترجمه ی شهرام محمد خانی ، چاپ چهارم ، تهران : انتشارات اسپند هنر .

-       تودر ، کیت .(1382 ). ارتقای سلامت روان . ترجمه ی مرتضی خواجوی ، مهین درستی ، مصطفی ذوالفقاری مطلق ، عبدالحسین صادقی مرشت ، عاطفه غیاث فخری ، فهیمه فتحعلی لواسانی ، حسین مجتهدی و مهدی میر محمد صادقی ، چاپ اول ، تهران : انتشارات بهزیستی کشور .

-          رادفر، رامین .(1382) راهنمای کاربردی برای پیشگیری از عود . چاپ اول ، اصفهان : انتشارات کنکاش .

-       نیک پرور ، ریحانه .(1383 ). آشنایی با برنامه ی مدون آموزش مهارت های زندگی . تهران : سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .

-          -امیری،محمدمهدی.1389.اعتیاد،سببشناسی ودرمان.تهران:انتشارات آوای کلار.



[1] - staffs

 

[2] - جلسات اجتماع شامل جلسه ی صبحگاهی ، جلسه ی خانگی ، جلسه ی هماهنگی ، جلسه عمومی و ... است .

[3] - گروههای اجتماع شامل گروههای بالینی و آموزشی نظیر گروههای مواجهه ، وارسی ، ماراتن ، گروههای آموزشی و کارگاه ها می باشند .

[4] - life style

[5] - anti social

[6] - مقیم ، بیماری است که در مراکز پذیرش شده وبرای رسیدن به بهبودی ، اقامت شبانه روزی دارد .

[7] - Orientation

[8] - phase

[9] - منظور نظارت و بازرسی کلی ، اداره ی خانه و آزمایش ادرار است . 

[10] - جلسه عمومی (general meeting ) به هنگام خطاهای بزرگ و تصمیم های حیاتی برگزار می شود .

[11] - گروهی است که با هدف کسب اطلاعات از رویدادهای زندگی بحرانی و آشکار کردن خاطرات عاطفی تشکیل می شود .

[12] - گروهی است که به منظور حل رویدادهای زندگی از طریق رهاسازی عاطفی برگزار می شود .


 
comment نظرات ()