آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

اعتیـاد چیست؟
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦
 

مقـدمـه

مروری گذرا بر تاریخچه اعتیاد نشان می‌دهد که هرچند در سال‌های گذشته و دور، مصرف مواد مخدر به دلیل خاصیت دارویی مورد توجه مردم و بخصوص سالمندان قرار گرفت، اما در رهگذر زمان و الگوپذیری جوانان مورد توجه آنان نیز واقع شد تا اینکه در شرایط فعلی، جوانان و نوجوانان و حتی کودکان را نیز مورد تهدید قرار داده است.

با اینکه اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی سازمان‌یافته و بسیار پیچیده، دارای قدمت فراوانی است، اما سخن از اینکه چگونه و از چه زمانی مصرف مواد شیوع پیدا کرده است، تقریباً موضوعی بدیهی است که همگان بر آن اذعان دارند. تغییراتی که در کیفیت و کمیت سوء مصرف مواد مشاهده می‌شود و توجه به دلایلی که موجب جوان‌گرایی اعتیاد یا تغییر الگوی مصرف مواد شیمیایی و صنعتی نزد جوانان و نوجوانان گردیده است و شیوع مواد بین زنان و نتایجی که از سوء مصرف آن مشاهده می‌شود، به عنوان یک آسیب یا آسیب‌های اجتماعی مختلف، سبب می‌گردد که توجه لازم به این مهم معطوف گردیده و به منزله باب ورود به عرصه مقابله با چالش‌های اجتماعی، مورد نظر مسئولین، مردم و تشکل‌های مختلف قرار گیرد.

از طرف دیگر، گرایش به مصرف مواد شیمیایی و صنعتی در مقایسه با گذشته، شدیداً افزایش یافته است. تغییراتی که در الگوی مصرف صورت گرفت، باعث شد که عملاً مبارزه فیزیکی با مواد مخدر و بستن مرزها و...، ناکارآمد گردیده و نقطه عطفی در مبارزه با مواد بوجود آید.

استفاده از داروهای شیمیایی و صنعتی نظیر مواد روانگردان، اکستازی، بلور، شیشه و ترکیبات جدیدتر و تخریب شخصیتی معتادین و آثار زیانبار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و... ناشی از مصرف فراوان افراد، به عنوان زنگ خطری جدی برای کشور محسوب می‌شود تا ضمن هشداری اصولی به خود و مردم، راهکارهای علمی و کاربردی مقابله‌ای، آن هم از نوع «کاهش تقاضا»، اتخاذ گردد چرا که سیستم‌های مقابلة عرضه‌ای، پاسخگوی مبارزه فرهنگی نخواهند بود.

پایین آمدن سن مصرف حتی در سنین ابتدایی، همراه با مصرف داروهای شیمیایی نظیر X و توجه به آثار مخرب اجتماعی و فرهنگی آن و تقلید از فرهنگ‌های بیگانه و تهاجمات الکترونیکی و سهولت دسترسی به این اطلاعات، از طریق گسترش ارتباطات و افزایش نیازهای جوانان و عدم تناسب فضای موجود برای جایگزینی مناسب نیازها، سبب می‌شود هر روزه خیل عظیمی از جوانان در این دام غوطه‌ور گردند.

ابتلای جوانان به اعتیاد، خصوصاً مواد شیمیایی و روانگردان و عوارض ناشی از آن سبب شده است که بواسطه تخریب شخصیت و اضمحلال سلامت روان فردی یا افراد معتاد، جمعیت جوان کشور که نیروی مولد کشور محسوب می‌شوند به نیروی وابسته و سربار مبدل گردند، خانواده‌های آسیب‌دیده آنان نیز سربار اقتصادی گردند و با افزایش فراوانی از نظر اقتصادی به کاهش رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه انجامیده و مقدمات وابستگی کشور فراهم گردد.

از دیدگاه اجتماعی و سیاسی، تخریب روانی افراد معتاد باعث می‌شود که نیروی خلاق و سازنده کشور یعنی جوانان به افراد غیرسازنده و مخرب تبدیل شده که با ارتکاب جرم و بزه‌هایی نظیر سرقت، فحشا، قتل و خشونت و... امنیت کشور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. خانواده‌های آسیب‌دیده، بی‌سرپرست، زندانی، متواری و... همه و همه از مصادیق تهدید امنیت اجتماعی و سیاسی کشور محسوب می‌شوند که در جای خود مورد نظر دشمنان قرار خواهد گرفت.

ضعف پای‌بندی‌های اخلاقی، گسترش مفاسد اجتماعی، پدیده‌هایی نظیر هپاتیت و ایدز و آلودگی‌های دیگر، موجبات کمرنگی ارزشهای دینی و مذهبی گردیده و مسئولیت‌پذیری، وجدان کار، نظم و قانون‌گرایی و... را از مبتلایان سلب کند، نتیجه آنکه همه مسائل ذکرشده که ذره‌ای از دریای بیکران تخریب‌های اعتیاد بیش نیستند، موجبات مخدوش شدن امنیت ملی به واسطه ناکارآمدی نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظام آموزشی و... گردند و در نتیجه کلیت نظام و کشور و آینده مردم با سهل‌انگاری‌یابی توجهی و... نابود گردد.

با توجه به اینکه جوانان و نوجوانان امروز، سرمایه‌های انسانی و اجتماعی و آینده‌سازان فردای این ملت هستند و اگر اعتماد کنیم که به واسطه فقدان تجربه کافی و خصوصیات خاص دورة نوجوانی و جوانی در همانندسازی با تکنولوژی جدید و دنیای الکترونیک و تأثیرپذیری شدید آنها به لحاظ فقدان آموزش‌های مقابله با چالش‌های زندگی متأثر از دنیای جدید و مشکلات اجتماعی و قصور خانواده‌ها و نهادهای آموزشی در پی گرفتاری‌های دنیای صنعتی سبب می‌گردد که جوان در مخالفت با نگرش‌های سنتی خانواده و مقابله با آن جذب گرایش‌های جدید دنیای امروز گردیده و اکثراً نیز به عواقب رفتارهای خود آگاهی ندارند، درمی‌یابیم که با ابتلاء آنان در دام اعتیاد، نسل جوان و مولد که وظیفه رشد و تعالی جامعه را به دست خواهد داشت، به نسلی آسیب‌زده و غیرمولد و مشکل‌ساز تبدیل می‌گردند که در نتیجه خلأ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... ناشی از آن، حاصلی جز وابستگی و تخریب همه‌جانبه نخواهد بود.

با توجه به مطالب فوق، چگونه می‌توان درخصوص امری بسیار مهم و اساسی، ساده‌انگارانه و یا با اغماض و آزمایش و خطا و... برخورد کرد.

آیا راهی جز شناخت، آگاهی‌رسانی، افزایش توانمندی براساس ارتقاء کیفیت آموزش و توانمندی در مراحل مختلف زندگی و برای همه سنین و گروه‌ها و در یک برنامه زمانی بلندمدت، بصورت اساسی و علمی و تخصصی، می‌توان صحه گذاشت؟

قطعاً نیاز امروز، متفاوت با نیازهای گذشته است و توجه جدی به صورت یک امر عینی و واقع‌گرایانه و برخورد با مسائل اجتماعی به عنوان یک پدیده اجتماعی واقع شده بدون پرده‌پوشی‌های حاشیه‌ای و ملاحظات سیاسی و اجتماعی، می‌تواند به سلامت روانی و اجتماعی افراد و جامعه و... کمک کند.

باشد که در این رهگذر برنامه‌ریزان، درمانگران، معلمان، مشاوران، مددکاران و همه دست‌اندرکاران به این مهم، توجه کافی و دلسوزانه مبذول دارند.


 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()