آمار

مدد کاری اجتماعی-مشاوره خانواده واعتیاد

موضوعات اجتماعی-چالش ها

لزوم آموزش شیوه های مهارت های زندگی در مدارس
نویسنده : محمد مهدی امیری - ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤
 
تقریبا اغلب قریب به اتفاق خوانندگان هفته‌نامه سلامت دوران شیرین و پرخاطره دبستان و راهنمایی و دبیرستان را پشت سر گذاشته‌اند. بسیاری هم تحصیلات خود را در مقاطع دانشگاهی ادامه داده‌اند و چه بسا به مدارج ممتاز دست‌ یافته‌اند...

همه ما در دوره دبیرستان در هر رشته‌ای نیز که تحصیل کرده باشیم سطح پایه‌ای از برخی دروس مشترک همچون ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی را خوانده‌ایم.

بنابراین انتظار می‌رود که بتوانیم به سادگی چهار ویژگی اصلی خزندگان را نام ببریم. یا آنکه بدون معطلی سرعت یک جرم مشخص را به روی سطح شیب‌دار محاسبه کنیم یا حداقل فرمول شیمیایی مواد سفیدکننده که در منزل استفاده می‌کنیم باید یادمان باشد.

از همه اینها که بگذریم سینوس زاویه 30 درجه که دیگر نباید مشکل باشد؟

اگر موافقید بگذارید همه با هم باز هم ناامیدتر شویم. چطور است سری به کتاب‌های دوره راهنمایی بزنیم. طریقه رسم نیم‌ساز یک زاویه با پرگار را به خاطر می‌آورید؟

باور کنید این روند نزولی را حتی تا سال‌های آخر دبستان هم می‌توان پیش برد!

احتمالا تا به حال عرق سردی بر روی پیشانی‌تان نشسته است یا به فکر آن افتاده‌اید که این شماره از هفته‌نامه «سلامت» را هرچه زودتر جایی پنهان یا معدوم نمایید تا خدای‌نکرده بچه‌های مدرسه‌ای شما چشم‌شان به این یادداشت نیفتد.

اما بهتر است لحظه‌ای صبر کنید! این طبیعی است خیلی هم طبیعی است که اگر شما یک مهندس راه و ساختمان هستید به غیر از برخی مباحث فیزیک و ریاضی دوره دبیرستان چیز دیگری به یادتان نباشد. این چندان عجیب و غیرمنتظره نیست که شما به‌عنوان یک زن خانه‌دار دیگر نمی‌توانید مساحت یک قطاع از دایره را محاسبه کنید.

شاید همین حالا این سوال در ذهن‌تان نقش بسته باشد که اگر همه فراموشی‌ها طبیعی است پس چرا اصلا می‌خوانیم! چرا اینقدر درس می‌خوانیم و شب‌‌های سخت و طولانی امتحان را پشت‌سر می‌گذاریم.

پاسخ به این سوال بدون شک در این مجال کوتاه نمی‌گنجد. اما در یک توضیح مختصر به سادگی می‌‌توان گفت که پرداختن به هرکدام از این علوم تجربی یا انسانی بخشی از «بینش» ما را نسبت به خود و جهان اطراف‌مان می‌سازند.

بینشی که به ما کمک می‌‌کند تا زندگی سالمی را برای خود و خانواده‌هایمان بسازیم و به‌عنوان فرد مفیدی در اجتماع ایفای نقش کنیم. اگر به اولین ساختارهای آموزش هزاران سال پیش نیز باز گردیم به روشنی درمی‌یابیم که هدف از مدرسه رفتن (البته اگر بتوان نام آن ساختارهای ابتدایی را مدرسه نام نهاد) آماده کردن یک کودک، نوجوان و جوان برای حضور در متن زندگی بوده است. در آن روزگار تجربه‌‌های انسانی در قالب علوم ابتدایی آن دوران آن‌قدرها شرح و بسط نیافته بودند به همین خاطر لااقل کمتر کسی هدف اصلی را گم می‌کرد. در روزگار ما اما گستردگی علوم و سرعت و پیچیدگی دنیای معاصر اغلب ما را در یک دور باطل گرفتار کرده است. ما به مدرسه می‌رویم برای آنکه به مدرسه رفته ‌باشیم! بچه‌هایمان را به کلاس می‌رسانیم برای آنکه رسانده باشیم! فرزندمان را در هزارویک کلاس تربیتی و فوق‌برنامه ثبت‌نام می‌کنیم برای آنکه... راستش را بخواهید واقعا نمی‌دانیم برای چه!

و نتیجه این می‌شود که ما از همان کلاس اول دچار یک علم‌زدگی انتزاعی می‌شویم و هرچه پیش می‌رویم پیچیدگی اطلاعات اطراف‌مان ما را مدام گیج‌تر می‌کند. ما فرزندمان را با عجله در لابه‌لای ترافیک و دود به مدرسه‌اش می‌رسانیم بدون آنکه یادمان باشد او درس می‌خواند تا زندگی بهتر، سالم‌تر و شاداب‌تری داشته باشد.

بچه‌‌های ما درس می‌خوانند خیلی بیشتر از نسل ما اما کمتر و کمتر بزرگ می‌شوند و اینگونه ما از نسلی به نسل دیگر مدام از تجربه‌‌ها و مهارت‌های بهتر زیستن تهی می‌شویم. پدر ما در 18 سالگی ظرفیت و توانایی اداره یک زندگی را به دست آورد ما در 25 سالگی و فرزندان‌مان پس از 30 سالگی. در میان انبوه درس‌هایی که در تمام عمر خود می‌خوانیم و خوانده‌ایم بسیاری از یادمان می‌روند و تنها بینشی از آنها برای‌مان باقی می‌ماند. بینشی که تنها بخشی از آن به شیمی و فیزیک مربوط می‌شود و بخش حیاتی‌تر آن در ساده‌ترین قواعد زندگی نهفته‌اند. قواعدی که اگر آنها را درست بیاموزیم هیچ‌وقت از یادمان نخواهند رفت.

آیا با این قواعد آشنایید؟ آیا تا به حال از معلم دبستان فرزندتان‌ به غیراز وضعیت نمراتش پرسیده‌اید که چه مهارت‌هایی را به او آموزش داده است؟ آیا خود با شیوه‌‌های آموزش مهارت‌های زندگی به فرزندتان آشنایید؟

 به نقل از هفته نامه سلامت

 
comment نظرات ()